تحلیلی بر سیر تحول نمادین نقشمایه ماهی در تاریخ نقاشی ایرانی از دوره ایلخانی تا صفوی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده هنر دانشگاه الزهرا، تهران، ایران،
2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشتة نقاشی، دانشکدة هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر، تهران، ایران
doi
10.22059/jhss.2025.385802.473754چکیده
نقشمایه ماهی به عنوان یک نقش از انواع نقوش آبزیان در کنار عنصر آب در نگارگری ایرانی، دارای معانی نمادین گوناگون و چندلایه است. این نقشمایه که در تاریخ هنر ایران به صورتهای متنوعی بازنمایی شده است؛ افزون بر سویههای زیباییشناختی بصری، دارای معانی نمادینی است که با باورهای مذهبی، اسطورهای و فرهنگی جامعه ایران پیوند خورده است. در این نوشتار، به بررسی مضامین نمادین نقشمایه ماهی در نگارههایی منتخب از مکاتب دوره ایلخانی تا صفوی پرداخته شده است. هدف پژوهش، افزون بر بیان پیشینه اجرای نقشمایه ماهی در آثار هنر ایران و مرور ویژگیهای ساختاری این نقشمایه، بررسی معانی نمادین نقشمایه مذکور در نمونه نگارههای منتخب از مکاتب نگارگری ایران است. در اینجا سوال این است که: نقشمایه ماهی در نگارهها دارای چه مضامین نمادین و چه ویژگیهای بصری بوده است؟ به علاوه ریشههای این معانی نمادین را در کدامین بخشهای تاریخ هنر ایران میتوان جست؟ سیر تحول بصری نقشمایه ماهی در نگارهها به چه نحوی بوده است؟ گردآوری این مطالب، به روش کتابخانهای و اسنادی، با رویکردی تاریخی و به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی صورت گرفته است. از نتایج پژوهش چنین برمیآید که، ماهی در نگارگری ایرانی نه تنها نمادی از زندگی، برکت و پایداری است بلکه به عنوان واسطهای میان دنیای زمینی و معنوی عمل کرده و نقشی مهم در تبیین جهانبینی هنرمندان ایرانی ایفا کرده است. اگرچه این نقشمایه نقشی پرتکرار در نگارگری نبوده اما در مواردی که از آن استفاده شده است، اغلب نقشی کلیدی را در روایت تصویری نگاره ایفا کرده است مانند: نقشمایه ماهی در نگاره حضرت یونس(ع) و نهنگ. یافتهها نشانگر آن است که نقشمایه ماهی در نگارهها، متناسب با بافت روایی و مضمون کلی صحنه، معنا ویژه مییابد. با این حال، در نگاهی کلیتر، این نقشمایه عنصری تأثیرگذار و معنازا در ساختار ترکیبی نگارهها است و حضور آن، اغلب فراتر از جنبه تزئینی، حامل مفاهیم نمادین است که به غنای معنایی اثر میافزاید.