تاریخسازی متن ادبی مطالعه موردی، کتاب کلیله و دمنه
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران ایران،
doi
10.22059/jhss.2025.397184.473820چکیده
یکی از موضوعاتی که در حوزه مطالعات تاریخی و ادبی دارای اهمیت است، بررسی نسبت متن ادبی با رخدادهای تاریخی است. از این منظر، متن ادبی به عنوان سندی به شمار آید که در کنار دیگر اسناد میتواند مورد بررسی پژوهشگران قرار گیرد. موضوعی که در این مقاله به آن پرداختهایم آن است که گاهی متن ادبی روایتی را تولید میکند که مورد استناد دیگران قرار میگیرد و آن را روایتی تاریخی میپندارند. کتاب کلیله و دمنه یکی از برجستهترین متون ادب فارسی است که با توجه به سرگذشتی که ابنمقفع در ترجمه این کتاب، از زبان برزویة طبیب بازگو کردهاست، آفرینندة روایتی است که دیگران آن را روایتی تاریخی به شمار آوردهاند و تا امروز به آن ارجاع دادهاند؛ هر چند مطالبی که ابن مقفع دربارة چگونگی شکلگیری کتاب بیان کردهاست با مستندات تاریخی همخوانی ندارد. ظاهراً ابن مقفع برای آنکه بتواند اندیشههای خود را در زمینه مسائل دینی بازگو نماید، به تاریخسازی پرداختهاست و شخصیتی به نام برزویة طبیب خلق کردهاست و اندیشههای خود را به او نسبت دادهاست و در دورههای بعد نیز دیگر نویسندگان به سخنان ابن مقفع استناد کردهاند و اندکاندک، برزویة طبیب به شخصیتی تاریخی تبدیل شدهاست. در این مقاله با بررسی مقدمه ابن مقفع و همچنین باب برزویه طبیب از کتاب کلیله ودمنه مشخص گردیدهاست که چگونه پژوهشگران مطالب ابن مقفع را به عنوان مستنداتی تاریخی پذیرفتهاند.در این مقاله با روشی تحلیلی انتقادی، این موضوع مورد پژوهش قرار گرفتهاست.