نقش جایگاه ارتش در شکل‌گیری ائتلاف نیرو‌های سیاسی در انقلاب اسلامی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

3 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه یاسوج

4 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

doi
10.22070/iws.2021.5780.2009
چکیده

این پژوهش تلاش می­کند؛ تا به این پرسش بپردازد؛ چرا نیروهای سیاسی میانه­رو با نیروهای سیاسی انقلابی در فرایند انقلاب اسلامی ائتلاف کردند؟ پژوهشگران در بررسی این مسئله به عواملی مانند «عصیان یکپارچه جامعه علیه دولت»، «ائتلاف طبقاتی»، «ضعف نهادهای سیاسی و دولتی» و «جذابیت گفتمان رهبر انقلاب» اشاره کرده­اند. در این پژوهش، مولفان در چارچوب نظریه ریچارد اسنایدر و با کمک روش توصیفی _ تحلیلی و تکنیک مطالعه اسناد، به بررسی سه متغیر مستقل رابطه شاه با ارتش(اصلی)، شاه با نخبگان و روابط نظام با قدرت­های بزرگ به عنوان علل شکل­گیری ائتلاف مذکور پرداخته­اند. نتایج پژوهش نشان می­دهد؛ رفتار نئوپاتریمونیالی و قشونی شاه سبب سلب استقلال از ارتش، کنترل تجهیزات و امکانات آن، ایجاد فضای بی­اعتمادی، کانالیزه کردن راه­های ارتقاء و در نهایت مطیع و سرسپرده کردن همه، اعم از سرباز و فرمانده شد. در نتیجه، رابطه تسلیم و سرسپردگی ارتش در مقابل شاه، بن­بست در رابطه شاه با نخبگان و سرسپردگی شاه در رابطه با آمریکا، آرزو و دلگرمی میانه­روها برای منازعه درون گفتمانی را از بین بُرد و آنها را برای ائتلاف با انقلابیون آماده کرد.