تحلیل بلاغی و منظورشناختی در جمله‌های انشایی ( نمونۀ بررسی: داستان‌واره‌های موسی در مثنوی مولوی)

نویسندگان

1 دانشگاه بیرجند

2 عضوهیات علمی زبان و ادبیات فارسی

doi
10.30473/prl.2021.33465.1251
چکیده

چکیده یکی از مباحث مهم در علم معانی، جمله‌های انشایی است که به طلبی و غیرطلبی تقسیم می‌شود. انشای طلبی شامل گزاره‌های امری و نهی، پرسشی، تمنّی و ندا و دعا می‌باشد. بنا بر اصل سه‌گانۀ؛ مقتضای حال مخاطب و مقام او و هدف نویسنده، گاهی گزاره‌های انشایی از ظاهر دستوری خود عدول کرده و معنیِ معنی آنها -کارکرد بلاغی- چشمگیر شود. با بررسی منظورشناختی این گزاره‌ها، می‌توان لایه‌های پنهانی زبان را کشف کرد. ازآنجایی که گفتگو، عنصر اصلی در برقراری ارتباط است، در این پژوهش، گزاره‌های انشایی درگفتگوها و داستان‌واره‌های موسی در مثنوی مولوی تحلیل و بررسی می-شود. در این پژوهش، به این نتیجه رسیدیم که مولوی ازکارکردهای ترغیبی و همدلی زبان بسیار بهره می‌برد تا به وسیلۀ شیوة خطابی و منبری، به هدف خود که اقناع و برانگیختگی و ترغیب مخاطب است، دست یابد. بیشترین نمونه‌های این ترغیب و برانگیختگی نیز در گزاره‌های امری و ندایی و نیز پرسشی نمود یافته است.