کاربست نظریه «بحران» در علوم تاریخی: مطالعه موردی ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران آدمیّت

نویسندگان

1 گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران

doi
10.22059/jhss.2025.386212.473758
چکیده

  نظریه بحران اسپریگنز برای فهم اندیشه ­های سیاسی در قالبی از تقسیم متن اندیشه به گزاره­های معطوف به بحران، علل بحران، راه­حلّ بحران و جامعه آرمانی بدون بحران ارائه شده است. پژوهش حاضر با بهره­مندی از این نظریه تلاش دارد با شیوه­ای کتابخانه­ای و روش تحلیل مضامین به شناخت اندیشه حاکم بر کتاب ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران نوشته فریدون آدمیّت بپردازد. مفروض این پژوهش بر آن است که تاریخ­نگار اندیشه و جامعه حامل تحولات اندیشه، با تحلیل ­ها و انتخاب گزارش ­ها، عملاً در مقام یک نظریه­پرداز سیاسی عمل می­کند. از این رو، با تکیه بر اشتراک دو حوزه اندیشه سیاسی و تاریخ در تکیه بر متن، می­توان کتاب ایدئولوژی آدمیّت را از منظر نظریه اسپریگنز بازخوانی کرد. دستاورد این پژوهش نشان می­د هد که آدمیت نیز به مانند یک اندیشمند سیاسی در اثر خود قائل به وجود بحران در جامعه مورد روایت خویش بوده است. این بحران در اشکال سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بروز یافته بود و جامعه ایران در آستانه مشروطیت از آن رنج می­برد. آدمیت علل این بحران را در مطلقیت یعنی نبود حکومت قانون و بی‌بهره ماندن جامعه ایرانی از مجلس قانون­گذار و دولت کارآمد مبتنی بر قانون می­داند و مشروطیت را راه برون­رفت از آن با تکیه بر ایجاد مجلس قانون­گذار و برقراری دولت با تکیه بر روحیه ملیت ایرانی می­ داند. تحلیل مضامین اثر نشان می­ دهد که جامعه آرمانی مدّنظر آدمیت، جامعه ایرانی مدرن شده به سبک غربی بوده که در آن مفاهیم مردم، حقوق و آزادی مرجعیت یافته ساختاری مبتنی بر قانون، مجلس و دولت کارآمد کارکرد یافته باشند.