مفتاح الخزائن حاجی زین العطار شیرازی: شناسایی منابع، تبارشناسی دستنویسها و ارتباط آن با اختیارات بدیعی
نویسندگان
1 دانشگاه تهران، پژوهشکدۀ تاریخ علم
doi
10.22059/jihs.2021.320446.371620چکیده
فهرستنگاران نسخ خطی و پژوهشگران معاصر عموماً مفتاح الخزائن را روایت مقدماتی اختیارات بدیعی دانستهاند که علی بن حسین انصاری مشهور به حاجی زین العطار شیرازی در 767 قمری نوشته و بعدها در 770 قمری با حذف مقالۀ دوم و افزودن چهار باب به مقالۀ آخر، آن را به نام بدیع الجمال، همسر امیر مبارزالدین مظفری، اختیارات بدیعی نامیده و بدو تقدیم کرده است. گمان معاصرین بر مشابهت این دو اثر چندان است که حتی شماری از آنان، گویا با یکی انگاشتن این دو کتاب، اختیارات بدیعی را تنها اثر شناختهشدۀ حاجی زین العطار شیرازی انگاشتهاند؛ این پژوهشگران عموماً به محتوای مفتاح الخزائن توجه نداشته یا دستکم بدان استناد نکردهاند؛ اما مراجعه به دستنویسهای مفتاح الخزائن و تحلیل محتوایی این اثر نشان از نادرستی این گمان رایج دارد؛ زیرا تفاوتهای این دو اثر بیش از آن است که بتوان از یکی به مناسبت دیگری چشم پوشید. این تفاوتها نه تنها در کم و بیش شدن مقالات، که در محتوای بسیاری از مدخلها نیز به چشم میآید و پیداست که نویسنده تغییراتی چشمگیر در اثر نخست اعمال کرده است؛ تا جایی که میتوان گفت حتی رویکرد او در نگارش این دو اثر متفاوت بوده است.در این جستار، با مراجعه به سه دستنویس کهن مفتاح الخزائن و بیش از 20 دستنویس اختیارات بدیعی، آمیختگی محتوای مفتاح الخزائن و اختیارات بدیعی در شمار چشمگیری از دستنویسهای این دو به اثبات رسیده و مشخص شده است که فراهم آوردن ویراست انتقادی هر یک از این دو، بدون مراجعه به کهنترین دستنویسهای اثر دیگر ناممکن خواهد بود. بهویژه از آن روی که این آمیختگی حتی در دومین دستنویس کهن هر یک از این دو اثر نیز چشمگیر است. همچنین چندین دستنویس که در فهرستهای نسخ خطی، به اشتباه دستنویسی از مفتاح انگاشته شدهاند از دستنویسهای دربردارندۀ متن مفتاح الخزائن جدا شدهاند. در ادامه با مقایسۀ عنوان و محتوای مداخل این دستنویسها و با تکیه بر اشکالات و افتادگیهای هر دستنویس و بهویژه اشکالات مشترک میان آنها، تبارنامهای برای دستنویسهای مفتاح الخزائن تنظیم شده است. همچنین با تحلیل آماری محتوای مداخل مفتاح الخزائن ، مشخص شده است که این اثر از ویژگیهای یک اثر استاندارد داروشناسی دورۀ اسلامی برخوردار نیست؛ اما به لحاظ دربر داشتن نامهای مختلف دارو به زبانها و گویشهای مختلف و حتی گونهها و املاهای مختلف هر نام، از منظر زبانی جایگاهی ویژه دارد. در پایان از یک سو با بررسی همۀ ارجاعات حاجی زین العطار به منابع دیگر، مشخص شده است که وی از میان 22 منبع یاد شده در مفتاح، فقط به منهاج البیان ابن جزله و الجامع ابن بیطار مستقیماً مراجعه کرده و بهرهگیری او از منابع دیگر، به احتمال بسیار، به واسطۀ همین دو اثر بوده است و از دیگر سو دو منبع ناگفتۀ مفتاح یعنی ابدال الادویة رازی و الصیدنة ابوریحان بیرونی شناسایی شده است.