نظریه «زیباییشناسی دریافت» و نقد و بلاغت اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه علامه طباطبائی
2 عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.30473/prl.2019.5775چکیده
برخلاف رویکردهای گذشته به متون که غالباً یا ناظر به «متن» و یا «مؤلف متن» بودند، از رویکردهای امروزین نقد ادبی، پرداختن به «خوانندۀ متن» و بحث از نقشِ خواننده در معنیگذاریِ متن است. این دسته از نظریهها برآنند که متن معنی یـا معـانی ثابـتی نـدارد بلکـه معـانی محصول خلاقیت خوانندهاند. از مهمترین مکاتب نظری امروز که به اهمیت نقش خواننده در ادراک و دریافتِ معنی، و بلکه در خلقِ معنای متن اشاره دارد نظریۀ «زیباییشناسیِ دریافت» است که با نام هانس رابرت یائوس و ولفگانگ ایزر شناخته میشود. تصوّر کلی نسبت به تحول تاریخیِ نظریههای ادبی اینگونه است که اهمیتقائلشدن برای جایگاه خواننده در شکلدهیِ معنای متن، و نقش خواننده در معناگذاریِ متن و مسائل پیرامونِ ادراکِ معنی، دستاورد نظریِ قرونِ اخیر در مغربزمین است. حالآنکه دقت و بازخوانیِ برخی از متون بلاغیِ گذشته نشاندهندۀ تأملاتِ نظری و آراء قابل تأملِ برخی از نظریهپردازان و بلاغیانِ اسلامی دربارۀ اهمیت خواننده و نقش وی در خلق معنای متن است. پژوهش حاضر به بررسی تأملات سه تن از بلاغتنگاران و ناقدان ادبی جهان اسلام در باب ارتباط متن و خواننده و جایگاه و اهمیت خواننده در تعیین معنای متن، میپردازد.