مطالعه تطبیقی- تاریخی تجربه انقلاب فرهنگی در ایران و چین از دیدگاه جامعهشناسی تاریخی
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی، گروه آموزش مطالعات اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان
2 دانشیار جامعهشناسی، گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22070/iws.2021.5294.1899چکیده
انقلاب فرهنگی در چین با محوریت مائو و هواداران وی آغاز گردیده، توسط کادرهای حزبی و ارتش سرخ به شیوه انقلاب از بالا اجرا و با مرگ مائو پایان یافته است. در انقلاب فرهنگی ایران نوعی توافق بین امام خمینی(ره) و نیروهای انقلابی وجود داشته، ادامه انقلاب فرهنگی پایایی بیشتری را از خود نشان داده و پس از رحلت امام(ره) نیز تداوم یافته است. این دو انقلاب فرهنگی دارای تفاوتها و شباهتهایی هستند که شناخت آنها برای فهم نحوه تداوم نظام اجتماعی متأثر از آنها ضرورت دارد. هدف نگارندگان بررسی و توصیف تاریخی-تطبیقی این تفاوتها و شباهتهاست، بنابراین مطالعه میخواهد به این سؤال پاسخ دهد که چه شباهتها و تفاوتهایی میان انقلاب فرهنگی در دو کشور ایران و چین وجود دارند؟ ویژگیهای برجسته تجربه انقلاب فرهنگی در ایران و چین به شیوه کیفی مقایسه شده و توصیف مناسبی از نقاط تشابه و تفاوت دو انقلاب از نظر جامعهشناسی تاریخی به عمل میآید. گردآوری اطلاعات به شیوه اسنادی است و تلاش بر این بوده دیدگاههای مختلف در زمینه هر کدام از ویژگیها مدنظر قرار گیرد. یافتهها نشان میدهد دو رخداد مورد مطالعه در فضای دانشگاهی دارای شباهتهای شکلی و تفاوتهای محتوایی بودهاند. انقلاب فرهنگی ایران دارای الگوی تحولات مبتنی بر سنت مذهبی، نگرش مثبت به دین، رفع کمبودهای آموزش مدرن، محرومیتزدایی، مقابله با توطئه ضدانقلاب، پیشگامی تشکلهای دانشجویی، و حفظ معیارهای مطلوب شاخصهای دانشگاهی بوده، ولی انقلاب فرهنگی چین با الگوی تحولات مادیگرایانه، دینستیزانه، طرفداری از پرولتاریا، حذف رقبای سیاسی مائو، تمرکزگرایانه و با تغییر عمده در شاخصهای آموزشی دانشگاهی مشخص شده است.