جلوههای ملیگرایی در نمایشنامههای فارسی دورة مشروطه و اوایل پهلوی (1285-1320ش.)
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران،
2 دانشجوی دکتری تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران،
doi
10.22059/jhss.2024.372706.473695چکیده
نمایشنامه یک گونة جدید نوشتاری است که ظهور آن در ایران به دورة قاجاریه بازمیگردد. ظرفیت این گونة نوشتاری برای بیان مضامین مدرن و جذابیت زبان آن برای مخاطبان عام، بهویژه تحصیلکردگان متجدد، طیفی از تجددگرایان ایرانی را برانگیخت که از این ابزار برای پیشبرد اهداف و ترویج آرای خویش بهره گیرند. اندیشة این تجددگرایان که اغلب دغدغة نوسازی داشتند، بازتابی از گفتمانهای غالب زمانه بود. ملیگرایی مدرن یکی از این گفتمانهای غالب بود که از نیمة دورة قاجاریه، همنوا با رونق شرقشناسی و اکتشافات باستانشناسی، سپهر فکری و گفتمانی ایران را متأثر کرد. در کنار روایتهای تاریخی و رسالههای سیاسی، نمایشنامهها نیز عرصة تجلی این تأثیرپذیری بودند؛ با این تفاوت که جنبة نمایشی و لحن زندة این نمایشنامهها دامنة اثرگذاری آن را فراتر میبرد. در پژوهش حاضر، از رهگذر بررسی ادبیات نمایشی دورة مشروطه و مقطع نخست دورة پهلوی، تلاش شده به این پرسش پاسخ داده شود که این گونة ادبی تا چه میزان بازتابدهندة تغییری است که در گذار از مشروطه به پهلوی در فهم و تفسیر تجددگرایان ایرانی از گفتمان ملیگرایی صورت پذیرفت؟ بررسی تحلیلی محتوای این نمایشنامهها حکایت از تأکید بر یکپارچگی ملی با محوریت نشانههایی چون نقشه، پرچم و سرود ملی، بیگانهستیزی بعضاً مبتنی بر دیگریِ عرب، نگاه حسرتناک به گذشته بهویژه گذشتة باستانی و چهرههای اساطیری-تاریخی و رمانتیزه کردن آن و ضرورت ایجاد انسجام ملی بر محور اقتدار شاهانه دارد