وکیل الدوله یا وکیل الرعایا؛ پژوهشی در باب لقب کریم‌خان زند

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران،

2 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22059/jhss.2024.368072.473670
چکیده

کریم­خان زند یکی از برجسته‌ترین اشخاصی است که پس از مرگ نادرشاه افشار توانست حکومت خود را بر بخش‌های مهمی از ایران تثبیت کند. درباره رفتار و منش او داستان‌های بسیاری در منابع مختلف نقل شده‌ است که یکی از مهم‌ترین این نقل‌قول‌ها پیرامون لقب کریم‌خان زند، یعنی «وکیل‌الرعایا» است. بعدها بسیاری از پژوهشگران در پاسخ به چرایی انتساب این لقب به کریم­خان زند دلایل بسیاری گفته­اند که این دلایل با اسناد و منابع تاریخی و علاوه بر آن، با بافت سیاسی و اجتماعی جامعه پیشا­مشروطه ایران تطابق ندارد. از این رو پرسش اصلی این پژوهش آن است که لقب «وکیل‌الرعایا» در چه زمانی برای کریم­خان به کار رفته و عوامل مؤثر بر کاربرد آن چیست؟ این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر تحلیل محتوای متن اسناد و مطالعه انتقادی منابع تاریخی دورۀ زندیه و قاجاریه به پاسخگویی این پرسش­ها می‌پردازد. یافته­های این پژوهش نشان می‌دهد که لقب وکیل‌الرعایا در منابع هم‌عصر کریم­خان بازتابی ندارد و کریم‌خان زند نیز پس از شکست مدعیان، خود را وکیل­الدوله اسماعیل سوم می­دانست. نخستین بار کوهمره در ذیل مجمل‌التواریخ به دلیل علاقه به وی از کریم‌خان با لقب وکیل‌الرعایا یاد می­کند که نگارش این ذیل، متأخر از زمانه کریم‌خان است. از طرفی آنچه مشخص است، بسیاری از پژوهشگران اطلاق لقب وکیل‌الرعایا برای کریم‌خان را دلیلی بر وجود نوعی رابطه سیاسی بین او و مردم می‌شمارند که ویژگی بارز نظم سیاسی دوران مدرن است؛ اما با توجه به اسناد و مدارک موجود می‌توان گفت که چنین برداشتی نمی‌تواند نمایانگر نوع رابطه مردم و حاکم در دوران زندیه باشد؛ زیرا با انقلاب مشروطه بود که ایرانیان توانستند نظم سیاسی قدمایی را کنار زده و نظم جدیدی مبتنی بر نمایندگی را در ایران اجرا کنند. بر این اساس می‌توان گفت که علاوه بر اسناد و مدارک تاریخی، ساختار سیاسی ایران در دورۀ زندیه نیز نمی‌توانست جایگاهی برای وجود چنین رابطه‌ای باشد‌