تحلیلی بر مناسبات شیوخ صفوی با آل چوپان (700 - 758 هـ. ق)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

3 استادیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jhss.2024.374644.473700
چکیده

قدرت و حاکمیت آل چوپان مقارن با عصر مرشدی شیخ صفی­الدین­اسحاق اردبیلی و فرزندش شیخ صدرالدین موسی بود، میان آنها مناسباتی برقرار شد که در اواخر حکومت ملک اشرف به سردی گرایید و سیاست تعامل میان دو خاندان به رویارویی و تقابل کشیده شد. به سبب آنکه از یک­سو فراز و فرود خاندان چوپانی در این عصر و در ارتباط با شیوخ صفوی بود و از سوی دیگر مهـم‌ترین دسـتاوردهای شیوخ صفوی که اساسی برای تشکیل حکومتـشان شد در این عصر و در ارتباط با قدرت­های سیاسی و از جمله آل چوپان شکل گرفت این دوره یکی از ادوار مهم بشمار می­رود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه­ای و اسنادی درصدد بررسی مناسبات میان آل چوپان و شیوخ صفوی، تبیین عوامل تأثیرگذار بر روابط میان آنها و پیامدهای این مناسبات است. یافته­های پژوهش حاکی از آن است که چوپانیان هم از سر ایمان و اعتقادی که به شیوخ صفوی داشتند و هم برای تحکیم موقعیت­شان در دربار ایلخانی و سپس برای مشروعیت و تقویت پایه­های حکومتشان، با شیوخ صفوی مناسباتی نزدیک و دوستانه برقرار نمودند، اما ملک اشرف چوپانی به محض تثبیت قدرت، به علت ویژگی­های شخصیتی هم در ثروت زیاد خانقاه اردبیل طمع نمود و هم نسبت به فعالیت­های شیخ صدرالدین موسی دچار سوظن شده بنابراین درصدد حذف وی برآمد، شیخ صدرالدین مجبور به ترک اردبیل شد و در گیلان پناه گرفت، این مسئله موجب برقراری روابط میان شیخ صدرالدین موسی و جانی­بیک حاکم دشت قبچاق شد چنانچه جانی­بیک احتمالاً با حمایت شیخ صدرالدین موسی آذربایجان را تصرف و حکومت چوپانی را ساقط نمود