بازتاب اندیشه کیرکگارد در آثار هنری (نمایشی) سارتر
نویسندگان
1 گروه فلسفه هنر، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
2 گروه فلسفه هنر، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
doi
10.58209/jpt.1.3.229چکیده
سارتر فیلسوف بزرگ و هنرمندی خلاق است که اندیشههای اگزیستانسیالیسم را بهطور ماهرانه در آثار هنری بهویژه در آثار نمایشی به تحریر درآورده است. اما هدف این مقاله، بررسی و نقد تلاشهای سارتر است که خواسته «اندیشههای فلسفی اگزیستانسیالیسم را مانند «فاصلهگذاری» «نگاه» و «انتخاب» و غیره هم به سبک اجرا، نگارش، کارگردانی، بازیگری و حتی صحنه و تماشاچی تعمیم دهد. در این راستا، ضمن ابراز نظریات استهتیک در هنر در این موارد و موضوعات، نظریات سارتر از جمله «تئاتر موقعیت» «تحلیل روانی»، «زمان»، «مکان» و موارد مطرحشده در بالا که در تئاتر و سینما رمان مورد بحث قرار گرفته است و سارتر بر بنیاد ایدههای فلسفیاش ابراز نموده است، به روش تطبیقی و توصیفی، تحلیلی و با شیوه آزمایشات و تجربیات شخصی در عرصه کارگردانی تئاتر و فیلم و سریال را به مقایسه میگذاریم و به پاسخ این سؤال که آیا این نظریات در همه هنرها و همه سبکهای هنری و مکاتب بهویژه سینما و تئاتر مصداق دارد یا ندارد، به بحث و بررسی میپردازیم تا روشن شود که آیا این نظریات و تعمیمهایی که در ذهن سارتر میگذرد تا چه اندازه مورد تأیید صاحبان فن و نظریهپردازان دسته تیک در هنر میباشد؟ سارتر اگرچه مباحث فوق را در حضور آلبرکامو، ژان کوکتو، ژان لویی بارو از بزرگان هنر فرانسه به بحث و گفتگو گذرانیده است ولی ضمن تقدیر و پاسداشت سارتر بهعنوان یک فیلسوف و نویسنده تئاتر، برخی نظریات او در عرصه بازیگری، صحنه، تئاتر و سینما و تماشاچی و حتی نگارش نهتنها عمومیت ندارد، بلکه در مواردی از اندیشههایی خام و گاه دستوری و ذهنی و غیرواقعی، برخوردار بودهاند و در این مقاله از دیدگاه استهتیک در هنر به اثبات آن مبادرت ورزیدهایم.