اسلامگرایان بهمثابه فرصت یا تهدید برای کنشگران انقلابی (مطالعۀ تطبیقی انقلاب اسلامی ایران و انقلاب 2011 مصر)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22070/iws.2020.4554.1804چکیده
تحقیق حاضر میکوشد با بهکارگیری مفاهیم «نسبتدهی فرصت/تهدید» و «ساختار فرصت گفتمانی» در نظریههای جنبش اجتماعی و استراتژی روشی مقایسه تفریدی به این پرسش پاسخ دهد که چرا درحالیکه گروههای سیاسی غیراسلامگرا و در سطحی وسیعتر عموم مردم در ایران، مشتاقانه به استقبال اعتراضات روحانیون اسلامگرا در دی1356 رفتند، بسیاری در مصر، از همان ماههای نخستین، با احتیاط و حتی نگرانی نظارهگر حضور سازمان اسلامگرای اخوانالمسلمین در صحنۀ انقلاب 2011 بودهاند؟ مطابق نتایج این تحقیق، در ایرانِ دهۀ 1350، اهمیت یافتن مبارزه با «استعمار فرهنگی» در چهارچوب گفتمانهای «غربزدگی» و «بازگشت به خویشتن»، زمینۀ فکری اتحاد میان روحانیون مبارز و شمار قابلتوجهی از روشنفکران و گروههای سیاسی را فراهم کرده بود و علاوه بر این، ازآنجاکه رسیدن روحانیون به قدرت دولتی در تاریخ معاصر ایران مسبوق به هیچ سابقهای نبوده و امری دور از ذهن بود، سایر گروههای سیاسی مخالف، حضور روحانیون مبارز را در سیاست همچون فرصتی سیاسی برای خود در نظر میگرفتند.با گذر از ایرانِ 1356 به مصرِ 2011 و به دنبال پایان یافتن جنگ سرد و تأثیرات «موج سوم گذار به دمکراسی»، ایدئولوژی لیبرالیسم در سطح جهانی هژمونیک شده و زمینهساز تنشهای فکری و ارزشیِ متعددی بین اسلامگرایان و شماری از گروههای سیاسی شده بود. افزون بر این تغییر گفتمانی، آمیزهای از دلایل گوناگون باعث شد تا سایر گروههای سیاسی به حضور اسلامگرایان اخوانی در بحران انقلابی اگرنه همچون تهدیدی سیاسی، دستکم با احتیاط بسیار بنگرند، از جمله: الف- بروز اسلامگرایی تروریستی در مصر و خاورمیانه؛ ب- تصویر منفی رسانههای غربی و عربی از نتایج انقلاب اسلامی در ایران؛ پ- عقبنشینی دولت مبارک از برخی سیاستهای سکولار خود و در نتیجه تقویت اسلام محافظهکار؛ ت- ظهور و محبوبیت «واعظان نو» که مبلغ اسلامی شخصی و «غیرسیاسی» بودند؛ و ث- سابقه حضور بلندمدت اخوانالمسلمین در سیاست رسمی مصر و توان سازمانی بسیار بالای آنها.