بررسی نقش مردم در اندیشه سیاسی جنبش اخوان‌المسلمین

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی گروه اندیشه سیاسی در اسلام پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی

2 کارشناس ارشد علوم سیاسی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی

doi
10.22070/iws.2019.4252.1765
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی نقش مردم در اندیشه سیاسی جنبش اخوان­المسلمین می­پردازد. کانون مرکزی جریان ریشه­دار اخوان­المسلمین با شعبات مختلف و قدمتی نزدیک به یک قرن، در کشور مصر قرار دارد. این کشور از دیرباز مهد شکل­گیری جریان­ها و گروه­های اسلام­گرا بوده است. از طرفی اخوان­المسلمین به‌عنوان یک جریان معتدل سنی مذهب با سازمان­دهی منسجم و توان گفتمانی بالا، امکان جذب نخبگان جهان اسلام را دارد. تاکنون جنبش اخوان­المسلمین با پشت سر گذاشتن فراز و نشیب­های بسیار که متأخرترین آن­ها رویدادهای انقلاب ژانویه 2011 و حوادث پس از آن است. تحولات مهمی در حوزه­های اندیشه­ای، سازمانی و فعالیتی به­خود دیده است. به­نوعی که مهم­ترین این دگرگونی در حوزه اندیشه سیاسی این جریان است. . بر این اساس  مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، در پی پاسخ یه این سوال است که آیا مردم در منظومه اندیشه­ای بنیان­گذران و متفکران اخوان­المسلمین نقش فعال و محوری دارند یا نقش حاشیه­ای و غیرفعال را دارا می­باشند؟ یافته­های پژوهش نشان دهنده آن است که هم‌زمان با تحولات سیاسی - اجتماعی، اهمیت یافتن نقش مردم در تصمیم­گیری­های حاکمیتی و افزایش سهم دموکراسی­های انتخاباتی در جهان معاصر، تحولاتی در مبانی اندیشه سیاسی رهبران اخوان از شیخ «حسن البنا» تا «یوسف قرضاوی» به وقوع پیوسته است که زمینه را برای نقش پررنگ­تر مردم در اندیشه سیاسی اخوان فراهم آورده است. این تحولات به­گونه­ای است که برخی از آن­ها با دیدگاه اولیه رهبران اخوان در تقابل و تضاد قرار دارد. در نتیجه جایگاه مردم در اندیشه سیاسی اخوان­المسلمین در زمینه­هایی مانند ایفای نقش در حاکمیت، تأکید بر حاکمیت اصل شورا، لزوم مشارکت در انتخابات، آزادی فعالیت­های سیاسی و تحزب، رعایت حقوق و آزادی­های اجتماعی - مدنی، داشتن حق انتقاد و اعتراض و زمینه­های دیگری که باعث ایجاد نقش محوری برای مردم شده است؛ ارتقاء یافته است.