تأثیر محدودیّت خوراکی بر وزن بدن و فراسنجه‌های خونی در میش‌های دنبه‌دار غیر آبستن

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه علوم دامی دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج

2 دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیولوژی دام و طیور، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج

3 دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیولوژی دام و طیور، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج

4 استادیار گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج

doi
10.22034/as.2022.38070.1550
چکیده

زمینه مطالعاتی: وجود دنبه در گوسفندان این امکان را به آن‌ها می‌دهد که در زمان فراوانی علوفه، انرژی مازاد را به‌صورت چربی در دنبه ذخیره نمایند و هنگام کاهش دسترسی به خوراک با فراخوانی آن، نیازهای متابولیکی را تأمین نمایند. هدف: این مطالعه به‎منظور تعیین نقش فیزیولوژیک ذخایر چربی در مواجهه با محدودیّت خوراکی از طریق بررسی تغییرات فراسنجه‌های خونی در میش‌های غیرآبستن دنبه‌دار انجام شد. روش کار: تعداد 10 راًس میش غیرآبستن با میانگین سن سه تا چهار سال و وزن 60/3±2/49 کیلوگرم انتخاب و به دو گروه شاهد و محدودیّت خوراکی اختصاص یافتند. میش‌ها در جایگاه‌های انفرادی نگهداری و با جیره‌های ترازیده تغذیه شدند. میش‌های گروه محدودیّت در هفته اول آزمایش دسترسی آزاد به خوراک داشتند، سپس سه هفته محدودیّت 50، 65 و 80 درصد جیره گروه شاهد را تجربه نمودند و هفته آخر دسترسی آزاد به خوراک داشتند. خون‌گیری و وزن‌کشی در انتهای هر هفته انجام گرفت. مقادیر فراسنجه‎های خونی، با استفاده از کیت‎های تجاری سنجیده شد. ارزیابی آماری با استفاده از رویه Mixed نرم‌افزار SAS انجام شد. نتایج: نتایج نشان دادند که هفته‌های محدودیّت خوراکی بر میانگین وزن زنده دام‌ها تأثیر معنی‌دار داشتند (01/0P<). گلوکز، NEFAو BHBA در گروه محدودیّت نسبت به گروه شاهد تمایل به افزایش نشان دادند (07/0=P و05/0=P). مقدار کراتینین تحت تأثیر محدودیت قرار نگرفت ولی در هفته دوّم آزمایش در گروه محدودیت تغییراتی داشت (01/0P<). تأثیر محدودیّت خوراکی بر محتوای پلاسمایی اوره، تری‌گلیسرید، کلسترول HDL، VLDL و آنزیم‌های LDH، GOT و GPT معنی‌دار نبود. اعمال محدودیت 80 درصدی سبب کاهش معنی‌دار LDL در گروه محدودیّت شد (05/0P<). نتیجه‌گیری نهایی: با توجه به عدم تأثیرپذیری بسیاری از فراسنجه‎های خونی چنین استنباط می‎شود که وجود دنبه در نژادهای بومی، خصوصاً در شرایط عشایری که دام‎ها معمولاً با محدودیّت دسترسی به خوراک مواجه هستند، می‌تواند منبعی جهت تأمین نیازهای متابولیکی و تولید شیر باشد.