واپسین روزهای حکومت اورارتو: آگاهی‏های تاریخی و شواهد باستان‏شناختی فروپاشی آن

نویسندگان

1 استادیار پژوهشکده باستان‏شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران.

2 استادیار پژوهشکده زبان‌شناسی، کتیبه‌ها و متون و مدیر امور حقوقی و بین‏المللی، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری تاریخ ایران قبل از اسلام، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.

doi
10.22059/jhss.2023.358164.473632
چکیده

سال‏ های پایانی حکومت اورارتو به دلیل نا آرامی‏ های میانۀ قرن هفتم پیش ‏از میلاد و به رغم وجود آثار و بقایا و نهشته‏ های بسیار از آن دوره، ابهام‏ هایی دارد و در مواردی اختلاف نظر بین پژوهشگران این حوزه را باعث شده است. دلایل و چگونگی سقوط این حکومت بعد از دو سده حکومت و سیطره به نواحی بین سه دریاچه اورمیه، سوان و وان که گاهی مرزهای آن به سواحل دریای مدیترانه نیز کشیده می‏ شد، از نکات تاریک بوده و نیازمند بررسی‏های بیشتری داشته است. هجوم اقوام مختلف در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن هفتم پ. ‏م. از قفقاز و شمال دریای سیاه که به لحاظ فرهنگی و زبانی، هم‏نژاد ایرانی‏ ها محسوب می­شوند، توازن قوا را در قرن هفتم پ. ‏م. در آسیای غربی را بر هم زده و در نهایت در این قرن فروپاشی حکومت‏ های بزرگی مانند اورارتو و آشور و برآمدن مادها، به عنوان قدرتی جدید رخ می‌دهد. به دلیل وجود خط و دسترسی به کتیبه‏ های اورارتو و آشور تا اواسط این قرن، اطلاعات ارزشمندی در دست نیست، اما این اطلاعات در ناحیۀ اورارتو از سال 640 پ. ‏م. قطع ‏شده و کتیبه‏ های آشوری تنها منابع هم عصر در سه دهه بعد مورد رجوع می‏گردد. در اواخر قرن مذکور، بابل تنها حکومت نزدیک به آن دوره است که قسمتی از اطلاعات و روشنگری سالیان پایانی حکومت اورارتو را بر ما روشن می‏نماید. در این پژوهش با بررسی منابع این دوره، با استفاده از روش تاریخی- تحلیلی - توصیفی، سال‏ های پایانی اورارتو به‏دقت بررسی و با بیان مستندات و نشانه‏ های موجود در متون این فرضیه مطرح شده است که به نظر می‏رسد مادها عامل اصلی اضمحلال حکومت اورارتو در سال‏ های پایانی قرن هفتم‏ پ.م؛ و موجودیت سیاسی آن نیز در سال‏ های ابتدایی قرن ششم‏ پ.م. همچون آشور، بوده است