بررسی تطبیقی ناآرامیهای یمن و لیبی: نقش دولتهای ضعیف
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل گروه علوم سیاسی دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)
doi
10.22070/iws.2019.4149.1742چکیده
موج ناآرامیهای عربی که در اوایل سال 2011، تمامی کشورهای عرب را بهاستثنای قطر و امارات متحده عربی در خاورمیانه و شمال آفریقا متأثرکرد، بر نقشآفرینی بازیگران درگیر در این واقعه در سطح بینالملل، بسیار تأثیرداشتهاست؛ دراینراستا بازیگران یادشده را میتوان برحسب عملکرد آنها و نتایج حاصل به چهار دسته تقسیمکرد: الف- آن بخش از کشورهای عرب نظیر «عربستان، اردن و مراکش» که توانستند بر موج ناآرامی در داخل سوار شوند و گاه در خارج از مرزهای مربوط، ناآرامیهای یادشده را دستاویزی برای ارتقای منافع ملی خود قراردهند. ب- کشورهای تونس و مصر که شاهد انقلابی ظاهری و بهعبارتبهتر، نوعی اصقلاب (انقلاب اصلاحاتی) بودند بهطوریکه بقایای نظام سیاسی پیشین در شکل دولت پنهان به مقابله با جریان انقلاب برخاستند و سپس بهواسطه کودتا یا نظام انتخابات بهقدرتبازگشتند. ج- کشورهای بحرین و سوریه که از منظر حکومت اقلیت بر اکثریت و دخالت نیروهای خارجی بر روند مطالبات قانونی و دموکراتیک مردم، دارای شباهت بودند. د-درنهایت، ناآرامیهای یمن و لیبی به دلیل «بروز جنگ داخلی، به خشونت گراییدن مطالبات مردمی، فعالیت جریانهای اسلامی افراطگرا و ... »، تبدیل وضعیت نظام سیاسی حاکم در این کشورها به دولت فروپاشیده را سببشدهاست. مقاله حاضر با فرض فقدان همبستگی دولت- جامعه در یمن و لیبی، طی دوره پیش از بروز ناآرامیهای سال 2011 سعیدارد با استفاده از نظریه دولت در جامعهشناسی تاریخی بهطورتطبیقی، برخی از عناصر مشترک در پیدایی و هدایت ناآرامیهای سال 2011 را در کشورهای یادشده بررسیکند.