تبیین عوامل مؤثر بر ناکامی دولت در افغانستان پساطالبان در رهنمود نظریه مجموعه امنیتی منطقهای
نویسندگان
1 استادیار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشآموخته دکتری روابط بینالملل دانشگاه علامه طبا طبایی
doi
10.22070/iws.2019.3728.1667چکیده
پژوهش حاضر، درصدد بررسی زمینهها و عوامل تأثیرگذار در شکلگیری دولت ناکام و ورشکسته در افغانستان پساطالبان است. بخشی بزرگ از ناهنجاریها و نابسامانیهای سیاسی و اجتماعی در این کشور با ضعف و ناتوانی دولت نسبتی وثیق پیدامیکند. شواهد تاریخی نشاندادهاند که دولت در افغانستان بهصورت پیوسته از اِعمال حاکمیت تجربی، عاجز بوده و از ارائه خدمات و کالای اساسی ازقبیل «امنیت، عدالت و رفاه»، ناتوان و ضعیف، ظاهر شدهاست؛ دولتهای بهوجودآمده پس از 11سپتامبر نیز از این امر مستثنی نبوده و سیاستهای حمایتی جامعه بینالمللی نیز نتوانستهاست، گسستی در شکنندگی و ضعف دولت در این کشور به وجودآورد؛ بدینسان، پرداختن به این مسئله، دارای اهمیت و ضرورتی اساسی است. پرسش اصلی اینکه «چه عواملی در ناکامی و ضعف دولت در افغانستان پساطالبان مؤثر بودهاند؟»؛ فرضیه مقاله، این است: سطح بالای خشونت سیاسی، سطح پایین انسجام اجتماعی ـ سیاسی، کشمکش عمده سیاسی در ایدئولوژی سازماندهنده دولت، فقدان مشروعیت و ضعف عقیده (ایده) دولت از مهمترین عواملی است که دولتهای پساطالبان را در انتهای طیف دولتهای ناکام و پیشامدرن قراردادهاست.روش تحقیق: مسئله یادشده در چارچوب نظریه مجموعه امنیتی با روش توصیفی ـ تحلیلی واکاویشدهاست. یافتههای مقاله از شکلگیری نوعی دولت ورشکسته نشاندارند که موجب رشد ناهنجاریها و نابسامانیهای سیاسی و اجتماعی در این کشور شدهاند.