نظریه تصویر و کاربرد آن در تصمیمگیری فردی و سازمانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.30497/smt.2014.96چکیده
اندکی تأمل در زندگی فردی و فعالیتهای سازمانی نشان میدهد که تصمیمگیری جزئی جداییناپذیر و عنصر حیاتی آن است. صاحبنظران تصمیمگیری، برای تبیین چیستی، چرایی و چگونگی این پدیده مهم در سطح فردی و سازمانی تلاشهای زیادی کردهاند. حاصل این تلاشها، رویکردهای توصیفی و تجویزی است که تصمیمگیری را از دو دیدگاه متفاوت تبیین میکنند؛ یکی از نظریههایی که در اواسط دهه 1980م. در قالب رویکرد توصیفی، شِمایی و مبتنی بر اصول طبیعی، سایر الگوها و نظریههای رویکرد تجویزی را به چالش کشید، «نظریه تصویر» بود. نظریه تصویر تلاشی در جهت تبیین چگونگی تصمیمگیری واقعی افراد است. نظریه تصویر، تصمیمگیرنده را دارای تصویرهایی از خود، وضعیت گذشته، حال و آیندهاش میداند. نحوه شکلگیری این تصاویر و چگونگی تغییرات آنها و نیز روابط متقابل و درونی میان این تصاویر، پایههای اصلی تصمیمگیری را در سطح فردی و سازمانی شکل میدهند. نظریه تصویر، تصمیمگیری را حاصلِ چگونگی ساخت، ترکیب، انسجام و هماهنگی میان «تصویر از خود»، «تصویر فرافکن»، «تصویر طرحریزیشده» و «تصویر اقدام» میداند.