تحلیل چالشهای آزادسازی سیاسی در اردن از منظر نظریه ساختمندی
نویسندگان
1 استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه شیراز
doi
10.22070/iws.2019.3603.1646چکیده
آزادسازی سیاسی یا دموکراسی حداقلی، با دموکراسی حداکثری و نهادینهشده یکسان نیست و بهلزوم، به تثبیت و نهادینهشدن دموکراسی نمیانجامد؛ تحقق این هدف، مستلزم شرایط و فرصتهای مطلوب در ساختار قدرت و حاکمیت و کنشگران سیاسی و مدنی است. این پژوهش با روش پژوهش تحلیلی- تبیینی و رویکرد جامعهشناختی سیاسی در قالب نظریه ساختار- کارگزار و ساختمندی و با هدف تحلیل ریشهها و چالشهای فراروی آزادسازی سیاسی در اردن انجامشدهاست که با وقوع بحران اقتصادی و جنبشهای اجتماعی اعتراضی طبقههای متوسط و تودهها در اردن از سال 1989 آغازشد و با بهار عربی جنبوجوشیافت. گرچه واقعبینانه نیست که پارهای پیشرفتهای اولیه اردن را درخصوص دموکراسی نادیدهبگیریم، هنوز دراینباره با چالشها و کاستیهای اساسی مواجه است. مهمترین پرسش پژوهش، آن است که «فرایند آزادسازی سیاسی در اردن در سه دهه اخیر با چه موانع یا چالشهای مهم سیاسی – اجتماعی مواجه بودهاست؟»؛ فرضیه تحقیق، آن است که فرایند آزادسازی سیاسی در اردن به تحقق پارهای تحولات و اصلاحات در ساختار قدرت، رهبری سیاسی، جنبشهای اجتماعی و کنشگران مدنی و سیاسی دموکراتیک منجرشدهاست که نظام سیاسی این کشور را از شیخنشینهای خلیج فارس متمایزمیسازد؛ باوجوداین با چالشها، کاستیها و موانع مهم ساختاری و غیرساختاری نیز مواجه بوده که عبارتاند از: ضعف اراده سیاسی در حاکمیت، سلطه و استیلای نخبگان و کنشگران حکومتی سنتی- قبیلهای در ساختار قدرت سیاسی، نهادینگی فرهنگ تابعیت در تودهها و شکافهای ایدئولوژیک و سیاسی میان کنشگران و نیروهای اجتماعی و معترض.