تصمیمگیری در سیاست خارجی و نقش دیپلماسی عمومی در فرآیند تصمیمسازی
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران
doi
10.30497/smt.2007.102چکیده
چنانچه سیاست خارجی را به مثابه یک «سیستم» در نظر بگیریم، فرآیند «تصمیمگیری» به عنوان «خردهسیستمی» مطرح میشود که مطالعه و بررسی آن میتواند آثار و نتایج مهمی را در نظام سیاستگذاری خارجی بر جای گذارد. مطالعات و پژوهشهای متعددی با استفاده از چارچوب تجزیه و تحلیل سیستمی به بررسی و مطالعه پدیدههای مختلف سیاسی از جمله فرآیندهای تصمیمسازی و تصمیمگیری پرداختهاند (نظیر گسترش مفهوم سیستم در علوم سیاسی در کارهای دیوید ایستن (David Easton)). از سویی با وجود آنکه در نگرش سنتی به دیپلماسی آن را همچون «ابزاری برای اجرای سیاست خارجی» در نظر میگیرند، اما دیدگاههای جدیدتر با طرح مفهوم «دیپلماسی عمومی»، آن را «تأثیرگذاری بر نگرشهای عمومی برای شکلدهی و اجرای سیاستهای خارجی و شامل ابعادی از روابط بینالمللی میدانند که فراتر از دیپلماسی سنتی عمل میکنند». پرسش اساسی این تحقیق آن است که آیا دیپلماسی عمومی - با تعریف یادشده- میتواند در فرآیند تصمیمسازی در سیاست خارجی مؤثر باشد؟ نویسنده میکوشد با ارائه تعریفی از مفهوم «دیپلماسی عمومی» و بازنگری نگرشهای جدید به آن و با استفاده از «مدل چندبعدی از الگوی اقتضایی سیاستگذاری عمومی» به زمینههای تأثیرگذاری دیپلماسی عمومی بر فرآیند تصمیمسازی در سیاست خارجی و در نهایت، به ارائه الگویی برای نمایش چگونگی آن بپردازد.