تأثیر روسیه بر ساختار اقتصادی گیلان از دوران ناصری تا انقلاب مشروطه(1264_1324.ه.ق)

نویسندگان

1 پژوهشگر گروه تاریخ، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه بین المللی امام خیمنی، قزوین،ایران

2 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران

3 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین ایران

4 استاد گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران

doi
10.22059/jhss.2022.347117.473592
چکیده

مناسبات ایران و روسیه در دورۀ قاجار تأثیرات خرد و کلان متعددی در حوزه­های مختلف بر جای نهاد؛ البته این مناسبات هیچگاه متوازن نبود و با توجه به نابرابری قدرت سیاسی و اقتصادی دو کشور، همواره به سود روسیه و به زیان ایران رقم می­خورد. در این میان گیلان به عنوان دروازه ورود روس­ها به ایران، همواره و بیشتر در معرض این تأثیرات قرار داشت؛ به­همین­علّت یکی از مهمترین این تأثیرات، تأثیری است که بر ساختار اقتصادی گیلان نهاده است. با این وصف در این پژوهش تلاش می­گردد دگرگونی ساختار اقتصادی گیلان متأثر از روابط با روسیه مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. بر این مبنا پرسش اصلی تحقیق آن است که ساختار اقتصادی گیلان چرا و چگونه تحت تأثیر روابط با روسیه به‌تدریج دگرگون شد. بر مبنای یافته­های پژوهش ساختار اقتصادی گیلان با توجه به ضعف دولت مرکزی و نیز قدرت سیاسی ـ اقتصادی برتر روسیه تابعی از تقاضا و نیازهای بازار این کشور بود. تقاضای بازار روسیه برای مواد اولیه از ایران و گیلان، به تشویق مردم برای پرورش و کشت محصولات مناسب با تقاضای بازار روسیه منجر گردید. در این راستا متناسب با تقاضای بازار روسیه، اقتصاد گیلان رو به سوی تولید مواد اولیه رفته و از تولید محصولات صنعتی و صنعتی شدن بازماند. در واقع روس‌ها پس از عهدنامه ترکمانچای حوزه نفوذ خود را به تمامی عرصه­های سیاسی و اقتصادی ایران گسترش دادند و به‌تدریج موفق شدند به بزرگترین طرف تجاری ایران تبدیل شوند. تبدیل شدن روسیه به بزرگترین طرف تجاری ایران، عواقب سوئی بر ساختار اقتصاد گیلان داشت. کشاورزی گیلان به­تدریج به سوی تولید محصولات مورد تقاضای بازار روسیه رفت و این امر به وابستگی این منطقه به روسیه منتهی گردید.