فقرزدایی بهعنوان یکی از محورهای سیاستهای کلی نظام: مرور نظاممند سیاستها و برنامهها (1384 تا 1399)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسیارشد، رشتۀ علوم اجتماعی، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد. ایران
doi
10.30507/jmsp.2021.285025.2242چکیده
فقر مسئلهای چندبُعدی است که تمام جوامع بهصورتهای گوناگون آن را تجربه کرده و میکنند. فقر عدم توانایی کافی در تأمین نیازهای اساسی تلقی میشود و بدیهی است که ناتوانی در تأمین نیازهای پایه، در وجوه مختلف بحرانهای شدیدی را در سطوح متعدد بهوجود میآورد. با توجه به ابعاد گستردۀ فقرزدایی، این پدیده از اهمیت دوچندانی برخوردار است. هدف تحقیق پیشِرو شناسایی سیاستها و برنامههای مختلف فقرزدایی و عوامل ناظر بر موفقیت و ناکامیآنهاست. این تحقیق با استفاده از روش مرور نظاممند به مداقه در مقالههای مرتبط با فقرزدایی در 15 سال اخیر پرداخته است. پس از جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی با استفاده از کلیدواژههای مرتبط با فقرزدایی، درنهایت 69 مقاله بهدست آمد. نتایج حاصل از خوانش و تحلیل مقالهها نشان میدهد فقر عمدتاً با ابزارهایی چون سطح درآمد مورد سنجش قرار میگیرد. بنابراین در جهتگیری نسبت به فقر، عمدتاً نگاه کمّی غالب بوده و سایر ابعاد فقر، بهویژه بُعد اجتماعی، تا حدی زیادی مغفول مانده است. در میان برنامههای اجرا یا پیشنهاد شده، سیاست اشتغالزایی بهعنوان یکی از پایدارترین برنامهها مورد توجه قرار گرفته است. بهنظر میرسد هنوز جای نگاهی ژرفانگر به حوزۀ فقرزدایی و انجام پژوهشهایی که از تقلیلگرایی به دور باشد، خالی است.