رویکرد مذاکرات مجالس عصر مشروطۀ ایران به موسیقی (1305-1285ش/1906-1926م)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران دوره اسلام دانشگاه شیراز ایران

2 عضو هیات علمی بخش تاریخ دانشگاه شیراز

doi
10.22059/jhss.2022.346099.473582
چکیده

با صدور فرمان مشروطیت در سال 1285ش/1324ق/1906م تا پایان دورۀ قاجار، که از آن به‌عنوان عصر مشروطه یاد می‌کنیم، پنج دوره مجلس شورای ملی در ایران تشکیل و صورت مذاکرات مجالس این عصر، بازتاب بخشی از شرایط ایران آن روزگار شد. زمانی‌که هنرها نیز از تغییر و تحولات بی‌نصیب نبوده و هنر موسیقی به‌ عنوان یکی از آن‌ها، در معادلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بیش‌ازپیش مطرح شد. این مقاله به دنبال شناخت جایگاه این هنر در مشروح مذاکرات مجالس عصر مشروطه و آگاهی از جایگاه هنر «موزیک» در اندیشه و کلام وکلای مجلس شورای ملی است که بخش بزرگی از جامعه را نمایندگی می‌کردند. داده‌های این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیلی نگارش یافته، نشان می‌دهد مذاکرات مجلس اول و دوم شورای ملی، تحت تأثیر وقایع مشروطه و جنبش مشروطه‌خواهی قرار داشته و این موضوع در مشروح این مذاکرات در رابطه با «موزیک» هم قابل‌مشاهده است. تنوع و تکثر مباحث موسیقی در مجلس اول و دوم شورای ملی بیشتر از سایر مجالس پنج‌گانۀ عصر مشروطه بود و در یک رتبه‌بندی، تعداد مسائل سیاسی مرتبط با موسیقی در اولویت اول، و اقتصادی در رتبۀ دوم قرار دارد. بسیاری از مذاکرات صورت گرفته با موضوعیت موسیقی نبوده، بلکه مسائلی از موسیقی به‌صورت مثالی و برای اقناع دیگر وکلا در سخنرانی‌ها به کار رفته است. پیشنهاد منع فونوگراف و موضوع فونوگراف و ساز در حریم خصوصی خانه‌ها در مجالس دوم و چهارم به میان آمد که نشان از تضارب آرا و ظرفیت مجلس برای شکل‌گیری گفتگو پیرامون این مسئله داشت. به کار رفتن واژگان «عملۀ طرب» در مجلس دوم و «عیش و طرب» در مجلس پنجم، تداوم ذهنیت منفی این کلمات را برای بخشی از جامعه نشان می‌داد که در مذاکرات از آن بهره‌برداری شد. از طرفی، لفظ موزیک و مشتقات آن، بار مثبت خود را در عصر مشروطه اضافه می‌کردند.