اقتصاد سیاسی توسعه ترکیه

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی

2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه مفید

doi
10.22070/iws.2018.2550.1457
چکیده

در دهه‌ 1980، ترکیه اصلاح ساختار اقتصادی داخلی خود را تحت تأثیر جریان نولیبرالیسم به‌عنوان رهیافت غالب در عرصه‌ سیاست و اقتصاد جهانی درپیش‌گرفت و ارتقای جایگاه خود را در عرصه‌ داخلی و بین‌المللی از این طریق تعقیب‌کرد. پرسش مقاله حاضر، این بود که «نوسازی و اصلاحات نولیبرال چه تأثیرها و پیامدهایی در ساختار اقتصادی ترکیه داشته و جایگاه دولت در این روند چگونه قابل‌تحلیل است؟»؛ یافته‌های پژوهش براساس روش توصیفی و تحلیلی و برپایه مطالعه اسنادی عبارت‌شدند از اینکه نقش دولت توسعه‌خواه ترکیه به‌ویژه از دوران اوزال به‌عنوان صحنه‌گردان اصلی اصلاحات، برمبنای سیاست‌های نولیبرال و ادغام ترکیه در اقتصاد جهانی بوده‌است و «خروج اقتصاد از رانت‌خواری و هدایت به سمت ساختارهای سالم، ایجاد تغییرهای کیفی در قانون اساسی به نفع تحولات اقتصادی، پیشروی به سمت یک‌پارچگی با اقتصاد جهانی، تعامل با غرب و بهره‌جویی از فرصت‌های جهانی‌شدن»، خط‌مشی‌های اصلی آن بوده که تحولات اقتصادی برآمده از آنها با روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه، ترکیه را به جایگاهی والا رساند