نسبت عملی منافع ملی و ایدئولوژی اسلامی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)

2 دانش‌آموخته دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق

doi
10.22070/iws.2018.2789.1491
چکیده

منابع کلیدی روابط بین‌الملل بر اهمیت و جایگاه منافع ملی در طراحی سیاست خارجی تأکیددارند اما منافع ملی در جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان یک نظام سیاسی برخواسته از اندیشه اسلام سیاسی، مفهومی ترکیبی از هویت ملی و هویت دینی است؛ این ترکیب، مسائلی را موجب‌می‌شود که ازجمله آنها، نسبت «منافع ملی» و «مبانی اسلامی» در سیاست خارجی است. هدف از این پژوهش به‌عنوان تحقیقی کیفی، تحلیل سازه‌انگارانه وضعیتِ موجودِ نسبت میان منافع و مبانی اسلامی در صحنه واقع و اجرایی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است؛ به این منظور و برای مطالعه مستقیم و بی‌واسطه این مسئله، براساس ساختار و نهادهای مؤثر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ده مصاحبه عمیق نخبگانی انجام‌شد. براساس داده‌های تجربی به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها، وضعیت موجود، گویای «تطابق مفهومی، تزاحم مصداقی، تعامل و هم‌افزایی» میان منافع ملی و مبانی اسلامی در میدان عمل است. از منظر نخبگان اجرایی سیاست خارجی، ایران به‌عنوان یک بازیگر عقلانی درعین مطلوب‌نگری (ایده‌ال‌نگری)، واقع‌بین بوده و میان منافع ملی خویش و مبانی اسلامی، جمعی منطقی برقرارکرده‌است.جمهوری اسلامی براساس مشی عاقلانه، تعقیب مصالح عالیه خویش را اولویت‌بخشیده و با بهر‌ه‌گیری از ظرفیت نظریه «حفظ نظام»، نسبت میان منافع ملی و مبانی اسلامی را مشخص‌کرده‌است؛ بررسی نسبت یادشده در مقام تجربه، گویای یگانگی و تطابق یا کمترین عدم تعارض است و با آنچه در مقام نظر از دوگانگی و تزاحم، مطرح است، فاصله‌دارد.