ابتکار REDD+ در چارچوب رژیم تغییرات اقلیمی و نقش آن در حفاظت از جنگلها و کاهش گازهای گلخانهای
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه، ایران
3 نویسنده مسئول، دانشیار، پژوهشگاه علوم و فنون هستهای تهران، ایران. پست الکترونیک: srezaei@aeoi.org.ir
doi
10.22092/ijfrpr.2025.369764.1677چکیده
سابقه و هدف: جنگلها با فرایند «فتوسنتز» مقادیر قابل توجهی از دیاکسید کربن اضافی را از جو جذب کرده و با «ترسیب کربن» نقش مهمی در کاهش اثرهای تغییرات اقلیمی، کاهش اثرهای گرمایش زمین و بهبود کیفیت هوا دارند. اما در صورت تخریب یا سوء مدیریت خود بهمنبع انتشار گازهای گلخانهای تبدیل میشوند. بههمین دلیل در تصمیمات و اسناد خروجی کنفرانسهای طرفین کنوانسیون چارچوب تغییرات اقلیمی از کاپ 11 در مونترال (۲۰۰۵) تا کاپ 29 (2024) در باکو، سازوکار «کاهش انتشار گازهای گلخانهای ناشی از جنگلزدایی و تخریب جنگل» یا به اختصار ابتکار REDD+ برای حفاظت از جنگلها و کاهش انتشار گازهای گلخانهای مورد تأکید قرار گرفته است. بررسی نقش این ابتکار در حفاظت از جنگلها و کاهش گازهای گلخانهای، هدف اصلی این پژوهش میباشد، ازاینرو این پرسش مطرح میباشد که ابتکار ذکرشده در چارچوب رژیم تغییرات اقلیمی چه نقشی در حفاظت از جنگلها و کاهش گازهای گلخانهای دارد؟ این پژوهش براین فرضیه استوار است که کاهش انتشار گازهای گلخانهای ناشی از جنگلزدایی و تخریب جنگل یک سازوکار ترغیبی و تشویقی مبتنی بر پرداخت خدمات اکوسیستم در مقابل چشمپوشی از مزایای اقتصادی جنگلها میباشد تا به این طریق کشورهای درحال توسعه در قبال کمکهای مالی کشورهای توسعهیافته، از تخریب جنگلهای خود اجتناب کنند. کشورهای توسعهیافته نمیخواهند کشورهای در حال توسعه همان اشتباه توسعه اقتصادی وابسته به جنگل را مرتکب شوند، بنابراین تمایل دارند بهکشورهای در حال توسعه برای این فرصت از دست رفته غرامت بپردازند.مواد و روشها: این پژوهش بهروش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از اسناد بینالمللی از جمله معاهدات اقلیمی، تصمیمات کاپ اعضای کنوانسیون چارچوب، رویه قضایی بینالمللی به تبیین ماهیت، جایگاه، اهمیت، نحوه تأمین مالی، ضوابط، الزامات و نحوه اجرای سازوکار کاهش انتشار گازهای گلخانهای ناشی از جنگلزدایی و تخریب جنگل میپردازد. رویکرد روششناختی این پژوهش مبتنی بر دگماتیسم حقوقی (توصیف نظام حقوقی موجود) و روش سیستمی (نقد کفایت، سودمندی و کارکرد قواعد کنونی) است. بدیهی است که در این روش از پژوهشهای میدانی کمتر استفاده شده است، اما با استفاده از هنر حقوقی یعنی تحلیل و توصیف نظام حقوقی موجود میتوان به نظام حقوقی مطلوب رسید. همچنین برای بررسی موضوع در سطح ملی و اجرای ابتکار ذکرشده برای حفاظت از جنگلهای ایران از روش تحلیل ثانویه استفاده شده است.یافتهها: برای استمرار حیات طرحهای محیطزیستی و کسب نتایج مطلوب، نیاز به تدوین قوانین، آیین اجرا و ضمانت اجرای مؤثر میباشد. ضوابط، الزامات و نحوه اجرای REDD+ در طی تصمیمات مختلف کنفرانس اعضای کنوانسیون چارچوب تغییرات اقلیمی شکل گرفته است. با توجه به اینکه ابتکار مورد بحث از پشتوانه هنجاری قابل قبولی برخوردار است. اما یافتههای تحقیق نشان میدهد که اسناد بینالمللی اقلیمی فقط تدابیر حفاظتی به لزوم رعایت تدابیر حفاظتی اشاره کرده و نظارت بر رعایت تدابیر حفاظتی را به سند راهبردی ملی محول کردهاند. با توجه به این که تدابیر حفاظتی مانند حمایت از حقوق مردمان بومی بهشدت با اجرای موفق ابتکار مورد بحث در ارتباط است، ازاینرو لازم و ضروری است تا آیین پایبندی و نظارت بر رعایت تدابیر حفاظتی در اسناد بینالمللی بهروشنی تعریف و مشخص شود.نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان میدهد که ابتکار ذکرشده در چارچوب رژیم تغییرات اقلیمی، دچار تحولات مفهومی، کارکردی و اهدافی شده است. بهطوری که از یک سازوکار مدیریتی تک بُعدی (کربنزدایی) به ابزاری چند بُعدی برای دستیابی بهطیف وسیعی از اهداف توسعه پایدار (شامل کاهش انتشار گازهای گلخانهای، کاهش تغییرات اقلیمی، حفاظت از تنوعزیستی، استفاده پایدار از جنگلها و بهبود مدیریت جنگلها، احترام به حقوق بومیان، مشارکت زیست محیطی، بهبود معیشت جوامع محلی و امنیت غذایی) تبدیل شده است. با وجود مزایای متعدد، اجرای ابتکار ذکرشده با موانع و چالشهایی مانند رویکرد دولتمحوری مواجه است. بهعبارت دیگر، اسناد بینالمللی، دولت را بهعنوان نهاد اجرایی (مجری) ابتکار ذکرشده در نظر گرفتهاند که با توجه به ظرفیتهای ناکافی دولتها، احتمال دارد اجرای ابتکار مورد بحث، در اولویت نهادهای دولتی قرار نگیرد. نتایج تحقیق همچنین نشان میدهد ایران با وجود داشتن ظرفیتهای بسیار بالا در تعریف، طراحی، ثبت، اعتبارسنجی، نظارت و تأیید پروژههای مرتبط، جایگاه چندانی در بین کشورها از لحاظ اجرای ابتکار ذکرشده ندارد. پروژههای اجرا شده نیز بهصورت پایلوت و با مدلسازی برای ارزیابی و تحلیل سناریوهای مختلف با هدف حفاظت از جنگلها، کاهش آلودگی و مقابله با تغییرات اقلیمی انجام شده است.