بررسی ماهیّت گل‌نام همیشه‌بهار در متن‌های بند هش و فارسی کلاسیک

نویسندگان

1 عضو هیئت‌علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تهران، ایران

doi
10.22034/nf.2026.483353.1350
چکیده

بندهش کهن‌ترین متن ایرانی است که به گیاهان پرداخته و فهرستی از آن‏ها به دست داده است. با توجّه به ویژگی خاص بندهش، به‌عنوان متن دینی و نه گیاه‌شناسی یا داروشناسی، این متن امکان بررسی شناسایی ماهیّت گل‌ها و گیاهان را به‌آسانی به دست نمی‌دهد. به‌ویژه در میان گیاهان، بندهش، در فصل a16 به گل‌ها جایگاه خاصی اسطوره‌ای بدون هر گونه توصیف گیاه‌شناسی بخشیده و سی گل خوش‌بو و نسبتشان با سی امشاسپند را فهرست کرده است. بنابراین، شناسایی ماهیّت و بررسی سویه‌های زبان‌شناسی، نام‌شناسی یا گیاه‌شناسی گل‌ها صرفاً از طریق کاربرد لغوی و زبانی و سیر و استمرار آن‏ها در متن‌های فارسی کلاسیک، به‌ویژه آثار داروگیاه‌شناسی، مانند الصّیدنۀ ابوریحان بیرونی و مخزن‌الادویۀ عقیلی خراسانی، امکان‌پذیر می‌نماید. گل‌نام همیشه‌بهار گل ایزد ارد از گل‌نام‌هایی است که در فهرست گل‌ها و امشاسپندان آمده است، بنابراین، مسئلۀ اصلی بررسی نظام‌مند شناسایی و تفسیر گل‌نام همیشه‌بهار در متن‌های پس از بندهش است. در این پژوهش، با هدف مطالعۀ سویهٔ نام‌شناسی، تلاش کرده‌ام ماهیّت گل‌نام همیشه‌بهار را در متن بندهش شناسایی کنم و به این پرسش پاسخ دهم که آیا با مطالعات متن‌پژوهی و با استناد به کاربرد نام این گل در روزگاران بعد می‌توان ماهیّت گل نام همیشه‌بهار را شناسایی کرد و آن را همین گلی دانست که امروزه به این نام خوانده می‌شود. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد ترجمه‌های بندهش، براساس یک یا دو منبع، گل‌نام همیشه‌بهار را به‌اشتباه با گل بهار (ox-eye) مطابقت داده و ترجمه کرده‌اند، درحالی‌که، در بیشتر منابع فارسی و عربی، گل همیشه‌بهار با حیّ‌العالم در عربی (برابر houseleek در انگلیسی)، همسان شده است؛ به‌ویژه آنکه، به احتمال زیاد، اصطلاح «همیشه‌بهار» باید در مطابقت با صورت یونانی άείζφον (/ everliving evergreen) و عربی حیّ‌العالم گرده‌برداری شده باشد.