ادلۀ قویه بر عدم جواز کبیسه در شریعت زردشتیه (افسانۀ تکرار هر 120 سال یک ماه در تقویم زردشتی)
نویسندگان
1 گروه زبانهای باستان، پژوهشکده زبان شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22059/jihs.2020.299798.371550چکیده
از جمله موضوعات بسیار مهم و جذاب در پهنۀ ایرانشناسی و مطالعات ایرانی، گاهشماری است که از آغاز سدۀ هجدهم میلادی تا کنون ادبیات چشمگیری پیرامون آن پدیدآمده است. بحث در بارۀ ابعاد موضوع گسترش یافت و مقولاتی چون: منشأ تقویم و تأثیرپذیری آن از تقویم مصری، همچنین تحولات و اصلاحاتی که گاهشمار ایرانی از روزگار هخامنشی تا به امروز از سرگذرانده است، بارها بررسی و از زوایای گوناگون پژوهش شدهاند. یکی از بحثهای مهم تقویم ایرانی، وجود یا عدم وجود کبیسه در آن و نیز چگونگی کبیسه گرفتن ایرانیان بوده است. تا به امروز نظرات مختلفی در این باره ارائه شده است و اغلب به وجود دو سال شمار ثابت و سیار در ایران و وجود فرایند کبیسهگیری هر 116- 120 سال یک ماه، اشاره کردهاند. گفتار پیش رو بر آن است تا با برداشتی متفاوت از مفهوم بهیزک در گاهشمار ایرانی، از نگاهی دیگر به موضوع کبیسهگیری در گاهشمار ایرانی بپردازد.