تحلیل برابرسنجی‌های بلاغیِ «فصل و وصل » در اد بیّات و خوشنویسی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان و استاد انجمن خوشنویسان ایران، کردستان، ایران

doi
10.22034/nf.2026.488969.1366
چکیده

فصل و وصل از مهم‌ترین مفاهیمی است که در متنِ هنرهای گوناگون وجود دارد و ظرفیّت‌های زیباشناختی فراوانی را در آثار هنری و ادبی ایجاد می‌کند. اعتبار و اشتهار این بحث در ادبیّات تا به حدّی است که برخی از علما شناخت بلاغت را منحصر به شناسایی فصل و وصل کرده‌اند. امّا در پژوهش‌های عرصهٔ خوشنویسی و رسالات و کتاب‌های مرتبط با آن، نه‌تنها هیچ سخنی از فصل و وصل به عنوان شگردی بلاغی نرفته، بلکه به طور کلی و از اساس چیزی به عنوان «بلاغت» در مباحثِ خوشنویسی نمی‌توان یافت. این در حالی است که نگارندهٔ این مقاله، پس از پژوهش‌های بسیار، به این نکتهٔ مهم و نویافته رسیده که خوشنویسی نیز، مانند ادبیّات، فصاحت و بلاغت خاصِ خود را دارد و شگردهای آن نیز دارای پیوندهای عمیقی با شگردهای ادبی است. فصل و وصل از مؤثّرترین عناصر تکوین ادبیّت و خوشنویساییِ متون زبانی و شکلی در آثار این دو حوزه است. فصلْ امکان گذار از موقعیّتی مستقل را به موقعیّتی مجزّا از آن فراهم می‌کند و وصل امکان تداوم و کششِ موقعیّتی وابسته را در موقعیّتی پیوندپذیر با آن میسّر می‌سازد. خوشنویسان و شاعران، از راه فصل و وصل‌های بلاغی، فضایی مناسب برای همزیستیِ هنری میان سازه‌های خط یا زبان ایجاد می‌کنند. این مقالهٔ میان‌رشته‌ای، به شیوهٔ توصیفی ـ تحلیلی، برای نخستین بار، به آشکار کردنِ پنهان‌ترین پیوندهای ساختاریِ ادبیّات و خوشنویسی در قلمرو گستردهٔ فصل و وصل پرداخته است.