روح قانون در حقوق ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری تخصصی حقوق عمومی، گروه حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 عضو هیات علمی مدعو گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)
doi
10.22106/jlj.2018.33936چکیده
در نوشتههای حقوقی، مطابق یا مخالف «روح قانون» دانستن استنباطها رایج است. نویسندگان علیرغم استناد به روح قانون هیچگاه به چیستی و مبانی استناد به این عنوان نمیپردازند. روح قانون به عنوان منبع قاعده حقوقی در ماده 3 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1318 مطرح و در قوانین و مقررات پراکنده مورد توجه بوده است. هر چند اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی جایگاه «روح قانون» به عنوان منبع حقوقی حل و فصل دعاوی را متزلزل ساخت، اما این عنوان همچنان در کنار سایر موارد اعلامی در این اصل به حیات خود ادامه داد. در این راستا حتی پـس از نسـخ ماده 3 مزبور، رویه قضایی موارد متعددی از استناد به روح قانون را ثبت کرده است. دکترین حقوقی نیز معنی اجماعی از این عبارت به دست نمیدهد و شامل طیف وسیعی از سادهترین مفاهیم نظیر مفهوم مخالف قانون تا کلیترین مفاهیم مانند مبانی استنباط اصول کلی حقوقی را شامل میشود. در این طیف وسیع گاه معانی متضادی برای این مفهوم ارائه میگردد که به هیچوجه قابل جمع نیستند.