ردیابی فرایند فروپاشی حزب رستاخیز ملت ایران:برمبنای نظریه کارآمدی احزاب فراگیر هانتینگتون و دوورژه
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ انقلاب اسلامی در پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی
2 دانشجوی دوره دکتری تاریخ انقلاب اسلامی در پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی
doi
10.22070/iws.2018.2086.1372چکیده
حزب رستاخیز ملت ایران که در اواخر سال 1353 و با هدف تقویت موقعیت نظام شاهنشاهی پهلوی تأسیسشدهبود، بهطورتقریبی، خیلی زود، به رکود و ناکارآمدی، دچار شد و درنهایت در اوایل پاییز سال 1357 منحل شد. در مقاله پیش رو، تلاششدهاست، با بهرهگیری از نظریات ساموئل هانتینگتون و موریس دوورژه که توانایی در بسیج سیاسی گسترده و همراهی و همگامی نیروهای وفادار و باورمند را از مهمترین دلایل تقویت و تداوم حیات کارآمد احزاب سیاسی، بهطور کلی و نظامهای تکحزبی بهطورخاص دانستهاند، به ردیابی فرایندی تاریخی بپردازیم که دلایل ناکامی و فروپاشی نهایی حزب رستاخیز ملت ایران را توضیحمیدهد. رهیافتهای پژوهش حاضر نشانمیدهند، ناتوانی حزب رستاخیز ملت ایران در سازماندهی و جلب مشارکت سیاسی گسترده (که در درجه اول، از رویگردانی و بیاعتنایی مردم کشور ناشی میشد) توأم با فقدان ارتباط هماهنگ و پویای حزب با مجموعه دولت و حاکمیت که درعمل، آن را به مرکزی برای اجتماع و آمدوشد سیاستپیشگانی بیانگیزه و فاقد پایگاه اجتماعیِ قابلاعتنا تنزلدادهبود، از تثبیت و تقویت موقعیت آن در کشور جلوگیریکرده، راهِ فروپاشی نهایی آن را هموارترساخت. پژوهش حاضر بهروش بررسی تاریخی و با بهرهگیری از الگوی «ردیابی فرایند»[1]انجامگرفتهاست 3. ردیابی فرایند (process racing): «روش یا تکنیکی است که در آن، تحلیلگر تلاشمیکند، سازوکارهایی علّی را مشخصکند که متغیّر تبیین را به یک پیامد پیوندمیدهد» (محمدرضا طالبان، «تأملی بر تکنیک ردیابی فرایند در مطالعات انقلاب اسلامی ایران»، متین؛ ش 40، ص 96 تا 118).