بررسی شاهنامه سلیمانی و کاربرد اسطوره‌ها‌ و روایت‌ها‌ی اساطیری در آن

نویسندگان

1 پژوهشگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تهران، ایران

doi
10.22034/nf.2026.529760.1418
چکیده

شاهنامۀ حکیم فردوسی تأثیر بسزایی بر سرودن منظومه‌ها‌ی حماسی پس از خود در داخل و خارج از مرزهای ایران داشته است. این سروده‌ها‌ که برخی در گونۀ حماسه‌ها‌ی تاریخی قرار می‌گیرند، گاه نام شاهنامه را به خود اختصاص داده‌‌ و گاه با نام شاه مورد نظر ثبت شده‌‌اند‌. این نامه‌ها‌ی حماسی اگرچه بر وزن شاهنامه سروده شده‌‌اند‌ و به‌ ظاهر تقلیدی از اثر سترگ حکیم طوس بوده‌‌اند،‌ اما هیچ‌گاه نتوانسته‌‌اند‌ به‌لحاظ درون‌مایه‌ها‌ی محتوایی، تصویرآفرینی و حتی زبانی به پای آن برسند، بلکه تنها توانسته‌‌اند‌ با استفاده از بن‌مایه‌ها‌ی اسطوره‌ای و فرهنگیِ غنی موجود در آن، تاریخی را روایت کنند یا از الگوهای مثبت و منفی شخصیت‌ها‌ی شاهنامه به‌منظور ستایش ممدوح خویش یا مذمت دشمنان بهره گیرند. در آسیای صغیر نیز شاهنامه‌ها‌یی به تأثیر از شاهنامۀ فردوسی سروده شده است. شاهنامۀ سلیمانی، سرودۀ ‌فتح‌الله‌ عارف چلبی (ف: 969ق/ 1561م)، یکی از این شاهنامه‌ها‌ است. شاهنامۀ سلیمانی، جلد پنجم از شاهنامۀ بزرگ پنج جلدی شاهنامۀ همایون یا شاهنامۀ آل‌عثمان است. این اثر افزون‌‌بر اینکه رخدادهای تاریخی، رده‌ها‌ی درباری، مدارس، استادان و مراتب ایشان، جنگ‌ها‌ و جنگجویان دورۀ سلطان سلیمان قانونی (926-974ق/ 1520-1566م) را شرح می‌دهد، دایرةالمعارفی است از علوم گوناگون که عارف آن را به‌‌درخواست سلطان سلیمان قانونی سروده است. مقالۀ حاضر به بررسی و تحلیل نام‌ها‌ی اساطیری برگرفته از شاهنامۀ حکیم طوس و برخی باورهای اساطیری بر اساس صد صفحۀ نخست شاهنامۀ سلیمانی می‌پردازد و نشان می‌دهد که شاهنامۀ سلیمانی (‌‌سلیمان‌نامه‌) بیشتر از اسکندرنامۀ نظامی‌ متأثر است.