کنشِ دموکراتیک جنبشهای اسلامی در ترکیه با تأکید بر طریقتهای عرفانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22070/iws.2017.1287.1281چکیده
تقابل و تعامل دین و دولت در ترکیه، برآیندهای خاص جامعهشناختی داشته که ازیکسو مدلول پدیدههای سیاسی در گذشته و ازدیگرسو، دلیل مناسبات سیاسی – اجتماعی در آینده بودهاست. ترکیه اگرچه چندبار کودتای نظامی را تجربهکرد، بهنظرمیرسد که نسبتبه دیگر کشورهای اسلامی خاورمیانه، دموکراسیای کارآمدتر و جاافتادهتر داشتهباشد؛ دموکراسی در این کشور (اگر نگوییم نهادینه شدهاست) در حال نهادینهشدن است. سنت دموکراتیک در این کشور با دیگر کشورهای اسلامی خاورمیانه (بهجز ایران) قابلقیاس نیست. این پژوهش درپی پاسخگویی به این پرسش است که «چرا جریانها و جنبشهای اسلامی در ترکیه به کنشهای خشونتبار رونیاوردهاند یا بهمانند دیگر کشورهای منطقه، ترکیه، دستخوش تحولات خشونتبار از این سنخ نبودهاست؟ بهعبارتدیگر چرا برای جنبشهای اسلامی در ترکیه، مبارزه در رژیم، نسبتبه مبارزه با رژیم اولویتداشتهاست؟»؛ نگارندگان بر این باور هسنند که برای پاسخگویی به پرسش بالا میتوان از دو دسته عوامل «زیربنایی و روبنایی» نامبرد: درباره عوامل زیربنایی، میتوان به فرهنگ سیاسی مردم ترکیه بهعنوان عامل تعیینکننده نوع مشارکت سیاسی، طریقتهای عرفانی و تأثیر آنها بر انسانشناسی و خداشناسی شهروندان ترکیه و همچنین غیرسیاسیبودن این طریقتها، اشارهکرد؛ ازجمله عوامل روبنایی نیز میتوان، توان بالای رژیم سکولار در سرکوب مخالفان مسلح، ایجاد نظام چندحزبی، انتخابات آزاد و رشد اقتصادی را برشمرد