بررسی روند شدت خشکیدگی شمشاد هیرکانی براساس مطالعات سری زمانی شاخص پوشش گیاهی تودههای شمشاد شهرستان رضوانشهر
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری جنگلداری گروه جنگلداری دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گیلان، ایران
2 استاد ،موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
3 دانشیار دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گیلان، ایران
doi
10.22092/ijfrpr.2024.364997.1620چکیده
سابقه و هدف: شمشاد از جمله گونههای ارزشمند و منحصر به فرد جنگلهای هیرکانی است که در چند سال اخیر در معرض هجوم انواع آفات قرار گرفته است. حدود 72 هزار هکتار از عرصههای جنگلی شمال کشور به رویشگاههای شمشاد اختصاص دارد. در حال حاضر بیماری بلایت (Buxus Blight) وآفت شبپره شمشاد (Cydalima perspectalis) این رویشگاهها را تهدید میکنند. در سالهای اخیر، تحقیقات گستردهای پیرامون کاربرد سنجش از دور در پایش آفات جنگلی، بهویژه با تمرکز بر دو ویژگی فیزیولوژیکی ریزش برگ و تغییر رنگ آن، انجام شده است. هدف از این مطالعه، بررسی جامع تصاویر ماهوارهای سری زمانی در تودههای شمشاد شهرستان رضوانشهر و استخراج شاخصهای پوشش گیاهی و تحلیل روند تغییرات بلندمدت آن است. مواد و روشها: منطقه مورد مطالعه، تودههای جنگلی شمشاد به وسعت 400 هکتار در شهرستان رضوانشهر (استان گیلان) است. با توجه به اینکه شمشاد گونهای همیشه سبز است و در جنگلهای خزانکننده قرار دارد، تنها از تصاویر ماههای شهریور تا آذر (که سایر درختان خزان کرده و برف نیز وجود ندارد) استفاده شد. در این پژوهش، تصاویر ماهوارهای لندست از سال 2010 (زمان بروز آفت) تا 2016 و از تصاویر سنتینل2 از سال 2017 تا سال 2019 مورد استفاده قرار گرفتند. پس از دریافت تصاویر، تصحیحات رادیومتریکی و اتمسفری لازم برای تصاویر لندست در نرم افزارENVI انجام شد. تصاویر سنتینل 2 به دلیل برخورداری از تصحیحات اتمسفری در سطح L2A، نیاز به تصحیح نداشتند. برای ارتقای قدرت تفکیک مکانی از 30 متر به 15 متر، از روش تلفیق تصویر و Pansharpening استفاده گردید. سپس شاخص نرمالشده پوشش گیاهی(NDVI) برای تصاویر لندست و سنتینل2 به ترتیب با نرمافزارهای ENVI و SNAP استخراج شد. جهت صحتسنجی دادههای حاصل از تصاویر، در چندین نقطه به با روش نمونهبرداری تصادفی و براساس ابعاد پیکسل 10×10 متر تصاویر سنتینل-۲، در سه منطقه شامل تودههای آلوده، سالم و کاملا خشک، شاخص پوششگیاهی کنترل گردید. در ادامه، با استفاده از روشهای رگرسیون حداقل مربعات معمولی Ordinary Least Squares (OLS) و من-کندال Mann-Kendall (MK) روند بلند مدت تغییرات شاخص NDVI محاسبه شد.نتایج و یافتهها: براساس شاخصهای استخراج شده، میانگین شاخص NDVI در بازه زمانی 2010 تا 2019 محاسبه شد. همچنین مقادیر حداقل، حداکثر، میانگین و انحراف معیار برای 10 تصویرماهوارهای بررسی گردید. سال 2017 با میانگین 63/0 دارای بیشترین تراکم پوششگیاهی شمشاد و کمترین خشکیدگی بود، در حالیکه سال 2011 با میانگین 08/0 بیشترین میزان خشکیدگی را نشان داد. از کل محدوده 400 هکتاری مطالعهشده، 269 هکتار از سال (67 درصد) از سال 2010 تا 2019 افزایش پوشش گیاهی داشتند و در 72 هکتار (18 درصد) کاهش پوشش مشاهده شد. همچنین، 59 هکتار (15 درصد) طی این سالها روند رشد ثابتی را نشان دادند. نتایج تحلیل بلندمدت با استفاده از OLS و من-کندال، در بیشتر نقاط جنگلی دارای شیب مثبت و در محدوده طیف سبز بودند، اما این شیبها بسیار تاچیز بوده و بیانگر روند بسیار ضعیف افزایش NDVI است. در واقع، مقادیر پایین شیب، نبود روند آشکار در تغییرات پوشش گیاهی را نشان میدهد و مثبت بودن آن افزایش جزئی در NDVI و وقوع سبزینگی ضعیف همراه با تداوم خشکیدگی را تأیید میکند. میانگین شاخص من-کندال در محدوده جنگلهای شمشاد 08/0 برآورد شده است.نتیجهگیری: نتایج تحلیلها بیانگر افزایش بسیار جزئی شاخص NDVI در طی سالهای مطالعه و خشکیدگی گسترده در جنگلهای شمشاد بود. اگرچه پوشش گیاهی شمشاد درسالهای اخیر تحت تاثیر عوامل محیطی و انسانی آسیبدیده، روند کلی شاخص تفاوت پوشش گیاهی نرمال شده بهطور محسوسی کاهشی دارای شیب قابلتوجه رگرسیون است. مناسب بودن شاخصهای گیاهی استخراجشده از تصاویر سری زمانی برای بررسی روند خشکیدگی برگها تأیید گردید. براساس نتایج، پیشنهاد میشود جهت تحلیل دقیق تر روند خشکیدگی، از شاخصهای گیاهی دیگر و تصاویر ماهوارهای به روزتر نیز استفاده شود.