عطّار پیشگام ملّاصدرا؛ صیرورت در اندیشۀ عطّار نیشابوری
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیّات فارسی، نویسندۀ مسئول، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22034/nf.2025.349114.1190چکیده
صیرورت یا شدن، بهمعنای تغییر تدریجی، در زبان فارسی با عبارت «حرکت جوهری» رایج شده است. پیشینۀ نظریّۀ صیرورت به آرای حکمای پیش از سقراط، بهویژه هراکلیتوس یونانی، میرسد. از نظر آنان، هستیْ پیوسته در حرکت و تغییر است و نمیتوان آن را ایستا تلقّی کرد. بهباور ارسطو و فلاسفۀ مشّاء، حرکت بهمعنای تغییر تدریجی صرفاً در اعراض صورت میگیرد و حرکت در جوهر از نوع کون و فساد است. عرفای ما از تغییر و تحوّل در هستی به «خلق جدید» یا «خلق مدام» تعبیر کردهاند. بهنظر آنان، عالم هستی بنا بر سنّت الهی لحظهبهلحظه حدوث و زوال مییابد و، درنتیجه، وجودی لحظهای و آنی دارد. از میان عرفای مسلمان فارسیزبان، عطّار نیشابوری (عارف قرن هفتم هجری) توجّهی ویژه به این موضوع داشته؛ تا آنجاکه میتوان گفت شالودۀ فکری خود را بر این پایه نهاده است. در اندیشۀ او، حرکتْ سفر وجودیِ عالم هستی است؛ وجود در مرتبۀ کثرت متغیّر و متحوّل است و تغییر و تحوّل مادّه ناشی از ذرّات متحرّکی است که بُعد جسمانی ندارند. حرکت موجودات، از قوّه به فعل، غایتمند و درجهت شوق به کمال است. بااینهمه، حرکت، از دیدگاه عطّار، بهمثابۀ اندیشهای بنیادی، مورد توجّه محقّقان قرار نگرفته و بهنظر ما شایستۀ بررسی و ملاحظۀ دقیقتر است. در این نوشته، حرکت در اندیشۀ عطّار بهروش توصیفیـتحلیلی بررسی میشود.