تحلیل بحران سوریه از منظر شکافهای اجتماعی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز
2 دانشآموخته کارشناسیارشد مطالعات منطقهای، دانشگاه شیراز
doi
10.22070/iws.2016.401چکیده
از دهه 1990 به این سو، تعارضات و شکافهای سیاسی و اجتماعی عمدتا شکل هویت بنیاد قومی، مذهبی و منطقهای- محلی یافته و از حالت صرفا طبقاتی خارج شده اند. به تاثیر از پدیده های همچون جهانی شدن و انقلاب ارتباطات، هویتها و کنشگران غیر طبقاتی، آگاه تر و سیاسی ش در این تحقیق، نگارندگان با روش تحقیق تبیینی- علی و با رویکرد جامعه شناختی سیاسی-تاریخی در صدد ارائه پاسخ تحلیلی به این پرسش هستند: از منظر شکافهای اجتماعی و بحران های مرتبط با آن، بحران و جنگ داخلی سوریه ریشه در چه عواملی دارد؟ فرضیه تحقیق آن است که: از منظر یاد شده، بحران و جنگ داخلی سوریه ریشه در عواملی همچون: بحران هویت، نارضایتی ها و سیاسی شدن هویت های مذهبی (عمدتا سنیهای در اکثریت) و تا حدی هویت های قومی (کردها)، بحران دولت سازی و مشروعیت و در نهایت، ظهور جریان تکفیری- سلفی داعش دارد. یافته کلی در این تحقیق آن است که بحران هویت و مشروعیت ریشه دار و عدم دولت سازی فراگیر با حضور همه گروه بندی های قومی و مذهبی در قیام هویت های قومی و مذهبی به ویژه جمعیت سنی مذهب در سوریه در سال 2011 موثر بودند اما با دخالت منفی کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای، ناشکیبایی حکومت بشار اسد و چیرگی رهبران و جریانات قدرت طلب و تکفیری، این حرکت به سرعت از جنبش اجتماعی با ماهیت اصلاح طلبانه منحرف شده و به سمت آشوب و جنگ داخلی سوق یافت.