بررسی جمعیت آفت Malacosma castrensis (Linnaeus) (Lepidoptera: Lasiocampidae) در البرز مرکزی
نویسندگان
1 مربی پژوهش، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مازندران، ایران
doi
10.22092/ijfrpr.2024.363655.1602چکیده
سابقه و هدف: شناخت زیستگاه و چرخه حیات آفات، مبانی دانش کنترل جمعیت آفات را تشکیل میدهد و کاربرد آن در عملیات مبارزه با آفات دستاوردهای مطلوب زیستمحیطی و اقتصادی را برای جامعه به همراه دارد. در سالهایی که شرایط اقلیمی مساعد است فرصتی بهینه برای پوشش گیاهی و جمعیت حشرات گیاهخوار فراهم میشود، تا در افزایش جمعیت و پراکنش گستردهتر گونه خود بکوشند. بررسی دامنه کوههای البرز مرکزی در استان تهران در مناطق امامزاده هاشم و شمشک از سال 1380 تا 1400 نشان داد، گونه مرتعی Ferula ovina، در نواحی یادشده میروید و مهمترین آفت این گیاه، شبپره Malacosm castrensis میباشد که در مراحل لاروی آفت از این گیاه تغذیه میکند. حشرات ماده تخمهای خود را بیشتر بهطور گروهی در یک حلقه روی سطح به دور ساقه و شاخههای گیاه و درخت میزبان قرار میدهند و از این نظر به شبپرههای تخم انگشتری نیز مشهورند.مواد و روشها: انبوهی جمعیت گونه M. castrensisدر رویشگاههای گیاهی دامنه البرز جنوبی، بهطور ویژه، در دو رویشگاه Ferula ovina واقع در دامنههای کوهستانی در مناطق امامزاده هاشم و شمشک مشاهده و بررسی شد. برای انجام این تحقیق، جمعیت لاروها به روش نمونهگیری سیستماتیک- تصادفی برآورد گردید. روش کار بدین شرح بود که در سه نوار فرضی موازی به فاصله 50 متر از هم، به طول سیصد متر به سبک منظم تصادفی با فاصله 10 متر، لاروهای M. castrensis روی گیاه میزبان انتخاب شد. پس از تهیه عکس، شمارش لاروها انجام شد و با تلفیق تراکم این گیاه در واحد سطح (گونه غالب دو زیستگاه مورد بررسی بود)، جمعیت لاروهای این گونه برآورد شد.نتایج و یافتهها: نتایج نشان داد، لارو شبپرهای با نام علمی M. castrensis، مهمترین آفت گیاه F. ovinaدر مناطق یادشده است. لاروها در طبقه ارتفاعی 2000 تا 3200 متر زیست و تغذیه میکنند و تغییرات میزان درصد شیب و جهت شیب محدودیتی برای حضور لارو این گونه شبپره ایجاد نمیکند. جمعیت متوسط این لاروها 1171600 عدد در هکتار در منطقه امامزاده هاشم و 691200 عدد در منطقه شمشک بود. مشاهدات رفتار تغذیهای لاروها در دو منطقه یکسان و گیاه F. ovina، غذای انحصاری آنها بود و درصد پوشش و تراکم گیاه میزبان در دو منطقه یکسان ارزیابی شد.نتیجهگیری: نتایج نشان داد، میزان فراوانی غذا نمیتواند عامل تفاوت جمعیت لاروهای M. castrensis در دو منطقه باشد. با توجه به مشابهت نمودارهای آمبروترمیک در دو منطقه، شاخصهای کلان آبوهوایی نیز در دو منطقه یکسان ارزیابی شد. مشاهدات میدانی نیز در دو منطقه نشان داد، ذوب برف در منطقه امامزاده هاشم هفت تا ده روز نسبت به شمشک وقوع مییابد. بنابراین رویداد، انتساب تفاوت جمعیت در دو منطقه تحت بررسی را میتوان به تفاوتهای خرد دمایی در طول یک شبانهروز و طول دوره دوام یخبندان در بهار نسبت داد. بنابراین، برای مهار جمعیت شبپره M. castrensis بهوسیله پارازیتوئیدها، میتوان دانش لازم برای کنترل خسارت این گونه را با روشهای بدون کاربرد سموم فراهم نمود. بدینترتیب با تحقیقات بیشتر درباره دو عامل مرتبط با بومسازگان و اقلیم، میتوان روشهای مدیریت تلفیقی این شبپره را تکمیل کرد.