همخوانهای کناری و خیشومی در زبان فارسی : رویکردی پیدایشی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22034/nf.2025.487599.1360چکیده
برخی از واجها در زبانهای مختلف در طبقات طبیعی متفاوتی قرار میگیرند و بنابراین ارزش آنها باید برای یک مشخصۀ ممیّز خاص از زبانی به زبان دیگر متفاوت باشد. از جملۀ این موارد میتوان به ارزش مشخصۀ [±پیوسته] برای همخوانهای کناری و خیشومی اشاره کرد. این واجها در برخی زبانها در طبقۀ [-پیوسته] و در برخی دیگر در طبقۀ [+پیوسته] قرار میگیرند و از چالشهای مهم برای نظریههای مشخصههای ممیّز در واجشناسی زایشی محسوب میشوند که در آنها ارزش مشخصهها از پیش تعیینشده و ذاتی است. در واجشناسی پیدایشی، ارزش مشخصهها اکتسابی و زبانویژه است و براساس رفتار واجها در هر زبان تعیین میشود. در مقاله حاضر تلاش شدهاست تا ارزش مشخصۀ ممیّز [±پیوسته] برای همخوانهای کناری و خیشومی در زبان فارسی براساس رفتار آنها در خوشههای همخوانی آغازین وامواژهها و همچنین در خوشههای پایانی در مقایسه با دیگر زبانها و گویشهای ایرانی مشخص گردد. شواهد نشان میدهند که همخوانهای کناری و خیشومی در زبان فارسی در طبقۀ [-پیوسته] قرار میگیرند و بر این اساس بیشتر به همخوانهای انسدادی شبیهاند تا به واکهها. در مقابل، به نظر میرسد این همخوانها در برخی دیگر از زبانها و گویشهای ایرانی و بهویژه در خوشههای پایانی [+پیوسته] و بیشتر به واکهها شبیه باشند. همین امر باعث شدهاست که در زبان فارسی در خوشههای همخوانی پایانی که عضو دوم آنها کناری یا خیشومی است برای اجتناب از نقض اصل توالی رسایی از راهکار واکرفتگی و در برخی دیگر از زبانها و گویشهای ایرانی از راهکار درج واکه در این خوشهها استفاده شود.