دو نظام تکیه‌ای و ساخت وزنی متفاوت در زبان فارسی: پدیده‌ای ناشی از دوزبان‌گونگی

نویسندگان

1 استاد پژوهشکدۀ زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

doi
10.22034/nf.2025.481840.1343
چکیده

در این مقاله از وجود پیوستاری از دوزبان‌گونگی در زبان فارسی ایران سخن گفته‌ایم که در منتها‌الیه یک سمت آن فارسی شمردۀ ادبی (یا شعری) و در سوی دیگرش فارسی گفتاری قرار دارد. سپس بحث کرده‌ایم که گونۀ ادبی فارسی در مقام فراگونه، و گونۀ گفتاری در مقام فروگونه، دارای نظام‌های تکیه‌ای متفاوتی هستند، و بی‌توجهی به این تفاوت‌ و یا خلط آنها با هم در پژوهش‌های آواشناسان و واج‌شناسان باعث بروز توصیف‌های متناقضی از نظام تکیۀ فارسی شده‌است. این مقاله مشتمل بر سه بخش است. در بخش نخست از مشابهت‌های کلی تکیه در دو گونۀ فارسی گفتاری و فارسی ادبی از حیث محل تکیۀ اصلی، تکیۀ زیروبمی و موارد خلاف قاعده سخن گفته‌ایم؛ در بخش دوم براساس مدل رده‌شناسی متیو گوردون (2016) تفاوت‌های رده‌شناختی این دو نظام تکیه‌ای را شرح داده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌ایم که کلمات گونۀ گفتاری فارسی به ردۀ نظام‌های غیرحساس ‌به‌ کمّیت با تکیۀ ثابت پایانی تعلق دارد، اما کلمات گونۀ ادبی فارسی متعلق به ردۀ نظام‌های دارای تکیۀ اصلی ثابت پایانی و تکیه‌های ثانوی نامقید و حساس به کمّیت است. و بالاخره در بخش سوم پس از توضیح مختصری دربارۀ مؤلفه‌های وزنی کلمات فارسی براساس آراءِ هیز (1981) کوشیده‌ایم تا در چهارچوب نظریۀ تکیۀ وزنی بروس هیز (1995) توصیفی از ساختمان وزنی کلمات فارسی در هر دو گونۀ این زبان به‌ دست دهیم. در این بخش بحث کرده‌ایم که کلمات فارسی گفتاری فاقد پایه‌های دوتایی و تکیه‌های ثانوی هستند و هر کلمۀ واجی خود یک پایۀ مستقل محسوب می‌شود، اما کلمات فارسی گونۀ ادبی دارای ریتم آیمبی، پایه‌های دوتاییِ ناهم‌دیرش و تکرارشونده و حساس ‌به‌ کمّیت و راست‌گرا هستند.