تحول انگاره «آزادی» در ساخت دولت و نظام سیاسی تسنن
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)
2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه شاهد
doi
10.22070/iws.2015.246چکیده
مقوله آزادی در نظام سیاسی اهل تسنن در چهارده قرن گذشته با فراز و نشیبی خاص مورد اهتمام نخبگان سیاسی، عموم مردم و نظام سیاسی بودهاست. در دوران خلفا و حکمرانی امام علی (ع)، مسلمانان کموبیش در قالب قواعدی مانند «بیعت، امر به معروف و نهی از منکر، شورا والنصیحه للائمة المسلمین» در کسب، توسعه، حفظ و کنترل قدرت سیاسی مشارکتداشتند. ایمان و عمل مسلمانان در چارچوب قواعد یادشده، آزادیهای عمومی و سیاسی ایشان را بهرسمیتشناختهبود. بهتدریج با رویکارآمدن امویان و تبدیل نظام خلافت به ملوکیت، قواعد یادشده بهحاشیهرفتند و ازاساس، آزادیهای عمومی و سیاسی خدشهدار شدند؛ در این دوران، انگاره آزادی در سطح توده مسلمانان از امری «امکانی» به امری «امتناعی» تبدیلشد؛ گویی که مسلمانان با آزادیهای عمومی و سیاسی، مأنوس نبودند؛ چنین روندی در دوران خلافت عباسیان با نفوذ و تأثیرپذیری از نظام سلطنت ایرانی ادامهیافت و هرگونه مخالفت با روند جاری خلافت، خلاف شرع دانسته و سرکوبشد. در اواخر امپراتوری عثمانی، مسلمانان با مظاهر تمدن غرب، مواجه شدند و بهتدریج در گروهی از نخبگان فکری، زمینه بازنگری و بازاندیشی در سنت، فراهم شد؛ چنین روندی در نیم قرن گذشته بهصورت جدی در میان بیشتر نخبگان فکری دنبالشده و درحالحاضر، با آغاز موج جدید بیداری اسلامی، امکانیبودن انگاره آزادی فراتر از اندیشه نخبگان فکری، به اراده عمومی اعراب تبدیلشدهاست. دیدگاههای نخبگان فکری (عابد الجابری، راشد الغنوشی و یوسف قرضاوی) و اختصاصیافتن فصلی از قانون اساسی مصر به آزادیهای عمومی، مصادیقی از احیای امکان انگاره آزادی پس از چهارده قرن در اراده عمومی اعراب بهشمارمیروند. روش تحقیق در این پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل اسنادی بودهاست.