بازاندیشی در پژوهش های صفویه شناسی: پیشینه، اکنون ، چشم انداز

نویسندگان

1 استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhss.2021.326843.473442
چکیده

گسترش افق­های صفویه­شناسی در دورۀ معاصر، ضرورت ارزیابی و بررسی پژوهش­های این عرصه را از آغاز تا کنون مطرح می­سازد. صفویه­شناسی کوششی ریشه­دار و در عین حال پراهمیت برای شناخت ایران در سده­های دهم تا دوازدهم هجری بود. این کوشش از یکسو بازتاب تحقیقات ایرانی و از سوی دیگر دستاورد ایرانشناسان به ویژه ایرانشناسی اروپایی غربی بود. بررسی کنونی می­کوشد تا ضمن اشاره به مراحل آغازین صفویه­شناسی و دسته­بندی ادوار اساسی آن، نمونه­هایی از تحقیقات این عرصه را شناسایی و معرفـی و به دیـدگاه­های مندرج در آنها در­بارۀ تحولات ایران در این دوره توجه کند. صفویه­شناسی به دو دستۀ بزرگ ایرانی و غیر­ایرانی قابل تقسیم­بندی است. تحقیقات ایرانی پیرامون این موضوع از همان دورۀ صفویه آغاز شد اما در واقع در دوره­های پس از آن و به­ویژه در تاریخ­نویسی معاصر ایران جایگاهی در خور یافت. مهم­ترین بخش صفویه­شناسی، تحقیقات غیر­ایرانیان به­شمار است که سهم اروپاییان و سپس مراکز علمی و ایرانشناسان آمریکا در آن چشم­گیر است. پس از این بررسی، و اشاره به کمبودهای پژوهشی این موضوع، پیشنهادهایی برای گسترده ساختن عرصه­های صفویه­شناسی و توجه به استفاده از اسناد و مکتوبات و منابع ایرانی، لزوم توجه به منابع تصویری اروپایی و غربی بخصوص نقشه­ها و تابلوهای نقاشی، توجه به تاریخ دریایی ایران عصر صفوی و بازاندیشی در مفهوم جهان ایرانی این دوره بخش دیگری از بررسی کنونی را تشکیل می­دهد