بررسی وضعیت نظارت بر موقوفات نیشابور در دورۀ قاجاریه

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه تهران

2 استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhss.2021.239521.472864
چکیده

وقف به عنوان یکی از نهادهای تأییدی در تاریخ ایران محسوب می­شود. واقف با تعیین متولّی بر موقوفات، حفظ و نگهداری از امور موقوفه را مدیریت می­کرد و همچنین در مواردی برای مراقبت کارهای متولی از شخصی به عنوان ناظر (استصوابی یا اطلاعی) استفاده می­کند. ساختار نظارت بر موقوفات در دورۀ قاجاریه را می­توان به دو دوره تقسیم کرد. دورۀ اول که بیشتر تحت ادارۀ روحانیون و معتمدین محلّی و خویشاوندان واقفان بود، و دورۀ دوم قانون­مند شدن ادارۀ موقوفات بود که تحقّق قطعی آن در بعد از مشروطه در مادۀ 6 قانون شعبان 1328 و در متمّم قانون 19 جمادی الثانی 1329 بیان شد. در بررسی 250 وقف­نامه وابسته به نیشابور در دورۀ قاجاریه، با 56 وقف­نامه مواجه هستیم که در آن صراحتاً  بحث نظارت بر موقوفات در متن اصلی وقف­نامه بیان شده است. از بررسی و مقایسه متن این اسناد به این نتیجه می­رسیم که ناظرین بر موقوفات به­طور کلی سه نوع وابستگی با واقف دارند؛ 1. رابطه خویشاوندی و بطنی ناظر با واقف، 2. رابطۀ غیر­خویشاوندی ناظر با واقف، 3. معتبرین و معتمدین محلی. بحث نظارت بر موقوفات در جامعۀ نیشابور بیشتر به میل و انتخاب واقف بستگی داشته است و عمدتاً آن را یا برای خود یا خویشاوندان مورد اعتماد خود واگذار کرده است، سیر جانشینی و فرض انقراض از نکاتی است که از چشم واقف دور نمی­ماند و معمولاً در نهایت نظارت به علماء و روحانیون محلّی واگذار می­شد و یا اینکه از همان ابتدا روحانیون و علماء محلی ناظر بر موقوفات بودند. از جمله معتبرین و معتمدین محلّی دیگر سادات بودند که در برخی وقف­نامه­ها نظارت بر ایشان مفوّض شده است.