تضادّ در تعدّد منبع، عاملی مؤثّر در پیچیدگی تلمیحات خاقانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22034/nf.2025.488482.1372
چکیده

از ویژگی­های برجستۀ سبک ارّانی (آذربایجانی)، استفاده از ابزارهای گوناگون جهتِ دشوار ساختن کلام است. توجّه و تسلّط خاقانی به‌عنوانِ یکی از برجسته‌ترین شاعران این سبک، بر اساطیر، اشارات مسیحیّت و توجّه به ظرافت­ها و دقایق تلمیحی آن، بی­تردید بر پیچیدگی و ابهامِ شعر او مؤثّر بوده است. او در تلمیحات خود، گاه به سراغِ اشاراتی می‌رود که آبشخوری چندگانه دارد که این موضوع بیانگرِ وسعت اطّلاعات و تتبّع و مداقّۀ او در منابعِ تفسیری و تاریخی است. خوانندۀ اشعار خاقانی به‌عنوانِ مخاطب او، ازآنجاکه نمی‌تواند اطّلاعات خود را با اطّلاعاتِ طرح‌شده در ابیات همسو کند، با ابهام مواجه می‌شود. نگارنده در مقالۀ حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و تحلیل محتوا، پس از بررسیِ تلمیحات اسطوره­ای- حماسی و نیز اشاراتِ عیسوی دیوان خاقانی، یکی دلایلِ ابهام و پیچیدگیِ تلمیحات او را «تضادّ در تعدّد منبع» در نقلِ اشارات می‌داند. در این جستار کوتاه شش مورد از اشاراتِ خاقانی بررسی شده است که با استفاده از همین آبشخورِ دوگانه در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است. نتایج به­دست­آمده نشان‌دهندۀ آن است که خاقانی کوشیده است علاوه بر استفاده از روایاتِ مختلف از یک تلمیح به­جهتِ گسترش بیشتر معنا، ابهامی هنری خلق کند. بر این اساس، ابهام و پیچیدگی در تلمیحات خاقانی، بیشتر در دستۀ «ابهامات عمدی» قرار می‌گیرد.