بلاغت تصویر در رباعی های بیژن ارژن
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
doi
10.22034/nf.2024.414280.1272چکیده
شماری از رباعیسرایان معاصر توانستهاند سنّتهای گذشته را با ذوق خود بیامیزند و آثاری ماندگار خلق کنند؛ از این رو قالبی مانند رباعی هم توانسته، در کنار پایبندی به سنّت، بستری برای مدرنیته (نوگرایی) باشد. مدرنیته رویکردی به نو شدن و شیوهای از اندیشه و احساس است که، در سدههای اخیر، به یک جریان مسلّط اجتماعی و فکری تبدیل شده. رباعیسرایان، بهشیوههای گوناگون، به نو کردن این قالب اهتمام داشتهاند که یکی از آنها «تحوّل خیال» است. بیژن ارژن از رباعیسرایان نوگرایی است که گونهگونیِ تصویر در رباعیهایش مشهود است. در جستار حاضر، با روش توصیفیـ تحلیلی و با نگاه ویژه به کتاب چارانههای بیژن ارژن، تحوّل خیال و تصویر در رباعیهای این شاعر بررسی خواهد شد. بنا بر یافتههای پژوهش، در رباعیهای او هم تصاویر خیالمحور دیده میشود که معمولاً در سطح شکل گرفتهاند و هم تصاویر تخیّلمحور که در عمق سامان یافتهاند. تصاویر رباعیهای ارژن را براساس تصاویر مکاتبی چون رمانتیسیسم (احساساتگرایی)، رئالیسم (واقعگرایی)، سمبولیسم (نمادگرایی)، ایماژیسم (تصویرگرایی)، و سوررئالیسم (فراواقعگرایی) میتوان تحلیل کرد. در رباعیهای متضمّن تصاویر رئالیستی (واقعگرا)، تصویرْ تکّۀ تجسّمپذیری از واقعیّت است که در خود حرفی نهفته دارد و براساس منطق تصویرگری در بلاغت کهن شکل نگرفتهاست. در تصاویر رمانتیک (احساسی) و سمبلیک (نمادین)، تصویر پلی است میان عالم حسّ و ادراک. در رباعیهای ایماژیستی، تصویر قائم به خود است و شکلگرفتن رباعی بهقصد بیان هیچگونه حسّ و اندیشهای نبوده. رباعیهای سوررئالیستی دربرگیرندۀ تصاویری است که نظم جهان و پدیدهها را به هم میریزد و دنیایی تازه و ناشناخته خلق میکند.