بررسی تطبیقی رویکرد امنیتی اسلام با رویکرد امنیتی رئالیسم و لیبرالیسم

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری روابط بین¬الملل دانشگاه گیلان

3 کارشناس ارشد روابط بین¬الملل دانشگاه اصفهان

doi
10.22070/iws.2012.70
چکیده

با توجه به جایگاه امنیت در زندگی بشری، نظریه­های روابط بین­الملل (قدیم، کلاسیک و جدید) همواره درپی تفسیر و تبیین مفهوم امنیت و سازوکارهای دستیابی به آن بوده، در همین راستا نظریه‌های روابط بین‌الملل با توجه به مبانی هستی­شناسی خاص خویش، رویکردهایی متفاوت نسبت­به مفهوم، ابعاد و ساز و کارهای عملیاتی­سازی امنیت در سطح فردی و اجتماعی (ملی و بین‌المللی) درپیش­گرفته­اند. تفاوت در مبانی هستی‌شناسی دو رویکرد رئالیسم و لیبرالیسم به­عنوان دو جریان اصلی در روابط بین­الملل منجر به رویکرد امنیتی متفاوت این دو جریان شده است؛ اسلام نیز به عنوان یک دین جهان شمول، جهت گیری متفاوت ازاین دو رویکرد امنیتی در پیش گرفته است که نشات گرفته از تفاوت در مبانی هستی شناسی اسلام است. پژوهش حاضر با بررسی­ای تطبیقی به‌دنبال مطالعه تفاوت دیدگاه این سه جریان در مفهوم‌سازی، ابعاد و ساز و کارها و عملیاتی­کردن شاخص­های امنیت در نظام­های امنیتی فردی و اجتماعی (داخلی و بین­المللی) است؛ یافته­های این پژوهش بر این مبنا استوارند که دیدگاه بدبینانه رئالیسم نسبت­به انسان و ماهیت نظام بین­الملل (جنگ‌محور­بودن) که از مبانی هستی­شناسی این نظریه، متأثر است، به اتخاذ نوعی رویکرد امنیتی- تقابلی و تقلیل­گرا (تأکید بر بعد نظامی امنیت و سطح تحلیل ملی­گرا) انجامیده­است. دیدگاه خوش‌بینانه لیبرالیسم نسبت‌به انسان و ماهیت نظام بین­الملل (صلح­محور) با توجه به مبانی هستی‌شناسی خود به اتخاذ نوعی رویکرد امنیتی- تعامل­گرا، خوش­بینانه و تقلیل­گرا (تأکید بر بُعد اقتصادی و سطح تحلیل فردگرا) و همچنین، دیدگاه ترکیبی و واقع­بینانه اسلام نسبت­به ذات انسان و ماهیت نظام بین­الملل با توجه به مبانی هستی­شناسی خویش به اتخاذ نوعی رویکرد امنیتی تعاملی-  تقابلی واقع­بینانه مبتنی­بر امنیت فراگیر (تأکید بر لایه های گوناگون امنیت و سطح تحلیل امت­گرا) منجرشده­اند