حوزه تمدنی ایران، جهانی‌شدن و آینده سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این منطقه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روابط بین¬الملل دانشگاه تهران

2 کارشناس¬ارشد روابط بین¬الملل دانشگاه تهران.

3 عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22070/iws.2012.71
چکیده

علاوه­بر ایرانی که امروز در مرزهای سیاسی محصور شده­است، ایرانی دیگر داریم با ماهیت فرهنگی که به­عنوان حوزه­ای تمدنی، چند برابر سرزمین فعلی ایران را دربرمی­گیرد و کشورهایی مانند افغانستان و تاجیکستان را به­طور کامل و بخش­هایی از پاکستان، هند، کشورهای آسیای میانه و قفقاز، عراق و سرزمین­هایی را که اکراد در آن زندگی­می­کنند نیز شامل می­شود که این خود، عظمت حوزه­ تمدنی ایران را نشان­می­دهد؛ این حوزه­ تمدنی، اینک به لطف فرصت­های پیش­آمده در بستر جهانی­شدن و نیز تحولاتی که در منطقه به­وقوع­پیوسته، شرایطی را مهیامی­بیند تا خود را احیاکرده، با برقراری ارتباطی تنگاتنگ میان نواحی مختلف این حوزه، یکپارچگی فرهنگی ایجادکند؛ پرداختن به این موضوع که ایران با وجود چنین ظرفیتی چگونه باید برای بهره­برداری حداکثری از فرصت­های پیش­آمده سیاست خارجی آینده­اش را در قبال حوزه­ تمدنی خود سامان­دهد؟، پرسش اصلی این تحقیق را تشکیل­داده­است. در این پژوهش با تأکید بر فرصت تکثر قومیتی موجود در جامعه­ ­ایرانی و حضور دنباله­ این قومیت­ها در حوزه­ تمدنی ایران که در کشورهای پیرامونی واقع­شده­اند،  به این وضعیت به­عنوان عاملی مثبت برای اتخاذ راهبردهای مناسب در جهت گسترش منافع ملی ایران در حوزه­ تمدنی خود نگریسته­شده که می­توان درراستای ارتقای جایگاه ایران از آن بهره­برداری­کرد؛ در همین راستا، پژوهش حاضر، ضمن تأکید بر لزوم بازبینی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال حوزه­ تمدنی خود (به­ویژه با توجه به تحول­های صورت­گرفته در منطقه)، راهکارهایی مناسب درخصوص نحوه­ بهره­گیری صحیح و مدبرانه از این ظرفیت را  در قالب دکترین هسته- پیرامون ارائه­داده­است.