معناپردازی در پس حوادث جنگ (بازخوانی رمزگان در رمان سفر به گرای 270 درجه با رویکرد ساختشکنی)
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی نویسندۀ مسئول، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22034/nf.2024.484252.1354چکیده
در رویکرد ساختشکنی، معنا، از کشاکش تقابلبنیادِ دالهای حاضر و غایب متن، ماهیّتی چندوجهی و دیگرگون و گاه متضاد به خود میگیرد و عرصۀ متن، با رهایی از تمرکز بر معنایی خاص، بهروی خوانشهایی تازه گشوده میگردد. در رمان سفر به گرای 270 درجه، تلخیها و ناکامیهای دفاع مقدّس در فضایی واقعگرایانه با دیگر لایههای جنگ پیوند خوردهاست؛ روندی که برخی منتقدان، با نسبتدادن مؤلّفههای ناتورالیستی به آن، معتقدند تأکید بر صحنههای مرگ و خشونت و فقر و ... نویسنده را از طرح دیگر مفاهیم مرتبط با دفاع مقدّس غافل ساخته. جستار حاضر خوانشی است متفاوت، با وامگیریِ مؤلّفههای رویکرد ساختشکنی در نشانهشناسی و کاربرد روش توصیفی₋تحلیلی، در پاسخ به اینکه مهمترین اجزای رمزگانی و عوامل کنشگر در پردازش معنا در گوشه و کنار رمان کداماند؛ ترکیب اجزاء و عوامل یادشده چه حاصلی با خود دارند یا به چه سرانجامی میرسند؟ در بررسی متن، به حضور فعّال سه گروه رمزگان ــ«رمزگان فرهنگیـ اجتماعی» (خانواده، شگردها، خردهفرهنگها، اسامی)؛ «رمزگان مرتبط با جنگ» (عام، ویژه، لایههای خشن، لایههای افتخارآمیز)؛ و «رمزگان فنّی» (نمادها، جملات کوتاه، واژگان خاص، تیپها)ــ اشاره شد. در نهایت، با طرد ذهنیّتهای ناتورالیستی، از هویّتسازی و معناپردازی و سبکآفرینی بهمثابۀ سه دستاورد مهمّ مفصلبندی اجزای رمان یاد شد. بنابراین، رمان، با دارابودن مجموعهای از کنشگران، میتواند متنی پویا و متنوّع در حوزۀ دفاع مقدّس به شمار آید.