هنر پایانبندی در شعر مهدی اخوان ثالث
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیّات فارسی، گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22034/nf.2024.318765.1128چکیده
پایانبندی یا چگونگی به پایان بردن روایت یکی از عناصر مهم در روایتشناسی است. بررسی شگردهای پایانبندی در آثار ادبی، علاوه بر نمایش میزان خلّاقیّت و هنرمندی صاحب اثر، تأثیری بسیار بر درک کلیّت متن و دیدگاه شاعر یا نویسنده دارد. مهدی اخوان ثالث از جملۀ شاعرانی است که به روایت و چگونگی پایانبندی در شعر توجّه ویژهای دارند. خلّاقیّت و ذوق ادبی این شاعر روایتگر را در پایانبندیهای موفّق او میتوان دید. در پژوهش حاضر، شگردهای گوناگون پایانبندی در هشت دفتر شعری اخوان ثالث و در سه بخش روایی، زبانی و ادبی بررسی و تحلیل شده است. در میان شگردهای زبانی، مواردی چون انواع برگردان، جملههای ندایی، طرح پرسش و گفتوگو را در پایانبندی شعر اخوان میتوان دید. کاربرد شگردهای ادبیای چون تشبیه، استعاره، نماد، انواع تقابل، ایهام (بهویژه با نام شاعری امید)، تجسّم و طنزپردازی در پایانبندی شعر امید جلب توجّه میکند. از سوی دیگر، توجّه اخوان به روایت موجب شده است برخی شگردهای داستانی و نمایشی، مانند گرهگشایی، پایان غیرمنتظره، پایان باز، پایان دَورانی و فاصلهگذاری، در شعر او دیده شود. سیر کاربرد این شگردها در هشت دفتر شعری اخوان، مقایسهٔ قالبهای سنّتی با نو، مقایسهٔ سرودههای شخصی با سرودههای سیاسی -اجتماعی و ارتباط پایانبندی با محتوای کلّی شعر قابلتأمّل و بررسی است.