معرّفی تاریخی ناشناخته از خاندان مغول: شجرةالأتراک

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیّات فارسی (نویسندۀ مسئول)، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 دکتری ادبیّات حماسی، گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22034/nf.2024.320556.1137
چکیده

دورهٔ مغول و حکمرانی جانشینان چنگیزخان از مهم‌ترین ادوار تاریخ ایران است، عصری که دست‌کم تا پایان حکومت تیموریان به درازا کشید. در این دوره، نوشتن کتاب‌های تاریخی اهمّیّت پیدا کرد و آثار متعدّدی در این زمینه به رشتهٔ تحریر در آمد. در تحقیق حاضر، که به روش توصیفی، از نوع تحلیل محتوای کیفی و سندپژوهی، با استفاده از ابزار گردآوری اطّلاعات کتابخانه‌ای، انجام گرفته، یکی از این آثار معرّفی شده است و آن کتاب شجرةالأتراک است. این کتاب گزیده‌ای از کتابی مفقود منسوب به الغ‌بیک تیموری ـ موسوم به الوس اربعۀ چنگیزی ـ است که ظاهراً میان 980 و 1000 ق نوشته شده. نویسندهٔ اثر معلوم نیست، ولی مذهب و موطن وی به احتمال زیاد سنّیِ شافعی و سمرقند است. در کتاب، نویسنده سعی دارد اثر خود را موثّق نشان دهد و بر همین اساس، به‌غیر از منابع بی‌شمارِ فرعیِ مذکور و غیرمذکور، از دو کتابِ ظفرنامۀ یزدی (در نثر) و چنگیزنامۀ (یا شهنامۀ) کاشانی (در نظم)، به‌عنوان اصلی‌ترین مآخذِ کتاب، بسیار استفاده می‌کند. نام کتاب هم شجرةالأتراک ذکر شده و هم الوس اربعه. نویسندهٔ اثر کتابِ منبعِ خود را نیز هم شجرةالأتراک نامیده هم الوس اربعه. ظاهراً از کتابِ منسوب به الغ‌بیک چند تحریر موجود بوده و نویسندهٔ کتاب شجرةالأتراک، که از آن اقتباس می‌کرده، چند نسخه از آن را پیش روی خود داشته است. اینکه خودِ الغ‌بیک تاریخ نوشته باشد ـ بر مبنای دو اصلِ وجود نداشتن سندی صریح، جز اشارۀ گذرای خواندمیر، و مشهور نبودن الغ‌بیک در تاریخ‌نویسی و ادبیّات ـ از اساس غلط است.